Shahdad
چقــدر آشفتــه و مـــات و تيــــره اند ايـــن روزهــــا . . . طنــــاب دار بيـــاوريــــد ميخواهــــم استعفــــا بدهـــــم !!
Shahdad
ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض گـــلـــو درد بگـــيري و هـــمـــه بگـــويـــند لبـــاس گـــرم بـــپـــوش !!!
Shahdad
بی آنکـه بـخـواهَمْ... دلـتـَنـگـت میـ شَـوَم... دلـتـنـگِ بـودنَـتْ........ حـَتـی هـَمـان بــودنِ کمْ رنـگـت... خـیـلیــ وقْـت بـود کـه دلـَم میـ خـواست بـگویـم دوسـتـَتْ دارَم........ تــــو که غَـریـبـه نیــستـیــ دیــگر نـمیـ توانم خودم را به آن راهی که نمیـ دانـم کـجـاسـت بــــزنـــم... دلــم هـمـان راهیــ را میـ خـواهـد که تــــــــو در امــتـدادش ایـستــاده بـــاشی. هــمـانْ تـمـامِ راه هـایی کـه میـ گـویـنـد به عــِـــــشـــــــقْ خــتـــم میـ شــود
Shahdad
یک دانه بذر میلیون ها دانه را با خود دارد. آیا وفور وغنای هستی را می بینی؟ خداوند در وجود ما هم “روحش” را به امانت گذاشته است این همان “دانه الهی” است که باید آنرا با عشق و ایمان آبیاری کرد تا شکوفا گردد
Shahdad
بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است... ادعایشان آدمیت... کلامشان انسانیت... رفتارشان صمیمیت... حال، من دنبال یکی میگردم که... نه آدم باشد... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی... تنها صاف باشد و صادق... پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید.... صاف و یکرنگ ..
Shahdad
از فـردا برایـم چـــیـزی نگـــو ! من نمـیگـویم : " فردا روز دیـگریسـت " فقط میگـویم :... " تـــو روز دیـگری هسـتی"... تو " فردایی" همان که بایـد بـه خاطرش زنـده بمانم دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فردا
Shahdad
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خواهم، دلت را برای عاشقی می خواهم ، صدایت را برای شادمانی می شنوم، دستت را برای نوازش و، پایت را برای همراهی می خواهم، عطرت را برای سر مستی می بویم، خیالت را برای پرواز می خواهم، و خودت را نیز برای ارامش...!!!
Shahdad
سوالات رایج مربوط به موبایل: سال 76 : آنتن دهی ش چطوره؟ سال 79 : چقدر شارژ نگه میداره؟ سال 82 : دوربینم داره؟ سال 85 : دوربینش چند مگا پیکسله؟ صداش چطوره؟ سال 88 : تاچه؟ یا از این معمولیاس؟ سال 91 : اندرویده؟ سال 94 : هوشمنده؟ یا معمولیه؟ سال 97 : اخلاقش چطوره؟! سال 1400: درکت میکـنـــــــــــــــــه ؟! یا نه؟ سال 1403: به اندازۀ کافی بهت توجه میکنــــــــــــه؟ یا میخوای باهاش به هم بزنی؟
Shahdad
▒◄تنهائی را بلندترین شاخه درخت، خوب میفهمد ؛►▒ انگار هرچه بزرگتر می شویم تنهاتر می شویم ، براستی خـــــــــــــــــــــــــــدا ... از بزرگی تنهاست یا از تنهائی بزرگ ؟!!!!
Shahdad
✗ تـــا یکی اومـد سراغــت دل منـــو پـس زدی ✗ تـــو کنــار کشیـدی امـــا کـاش کنــار میومدی ✗ به هــــر دری زدم کـه تـــو آروم بگیــــری ✗ حــــالا که خوبه همــه چی تــو داری میــری ✗ اگــــر چـه رفتی عزیــــزم بــا عشــــق تــــــــازه ✗ ولیـکن ایـن در رو بـه تـــو همیشـه بـازه ✗ یـه روزی خستـه میشـی از پـــرسه و ولگــردی ✗ یــا پشیمــون میشی از ایـن کـه منـــو ول کـردی ✗ تــازه خواستــم پــر بگیـــرم کـه شکستـی بالمـــو ✗ تـــو کـه جــای زانـوهــام نیسـی بفهمـی حالمــــو
Shahdad
پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداوندا ! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟ خداوندا اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟ خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
Shahdad
اگه یکی رو دیدی که وقتی رد می شی بر می گرده و نگات می کنه "بدون شک براش مهمی" اگه یکی رو دیدی که وقتی می افتی بر میگرده و با عجله می یاد سمت تو"بدون براش عزیزی" اگه یکی رو دیدی که وقتی می خندی بر میگرده و نگات میکنه"بدون واسش قشنگی" اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی بر میگرده و می یاد باهات اشک میریزه"بدون دوست داره" اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت میکنه"بدون عاشقته" اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنی فقط سکوت میکنه"بدون دیونته" وقتی یکی رو دیدی ار نبودنت داغون شده"بدون براش همه چی بودی" اگه یکی رو دیدی یه روز از بی تو بودن می ناله"بدون که بدون تو می میره" اگه یکی رو دیدی بعد رفتنت لباس سفید پوشیده"بدون که بدون تو مرده" اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه ارچه سفید روش کشیدن"بدون واسه خاطر تو مرده"
Shahdad
کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم، کلید خانه ام را در دستت می گذارم، نان شادیهایم را با تو قسمت می کنم، به کنارت می نشینم و بر زانوی تو این چنین آرام به خواب می روم؟ کیستی که من این گونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟