Shahdad
ایـن شــعرهـــابـــرونــد بــه جــهنّم مــن فقــط دیــوانـه ی آن لحــظه ام که قــــلبت زیــــر ســـرم دسـت و پـــا بزند…
Shahdad
گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ، گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ، گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم..
Shahdad
از قدیم ندیما میگفتن واسه کسی بمیر که واست تب کنه.... قدیما چه پر توقعو بودن!من واست میمیرم حرفی نیست! اما خدانکنه تو تب کنی...!
Shahdad
متين ترين كلمه "عشق" جذاب ترين كلمه "آشنايي" پاكترين كلمه "وجدان" تلخترين كلمه "جدايي" زشترين كلمه "خيانت" سخت ترين كلمه "تنهايي" بد ترين كلمه "بي وفايي ...
Shahdad
برای زخمای من مرحم خوبی نبود اونی که عشق من بود آدم خوبی نبود......
Shahdad
این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه این روزا مشق بچه هایه صفحه آشفتگیه گردای روی آینه فقط غم زندگیه این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه آرزوی شقایقا یه کم کبوتر شدنه این روزا آسمونمون پر از شکسته بالیه جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه این روزا کار آدما دلای پاک رو بردنه بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردنه این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفائیه جرم تمومشون فقط لذت آشنائیه این روزا چشمای همه غرق نیاز و شبنمه رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
Shahdad
شـراب هـم بـه مـسـتـی ام حـسـادت مـی کـنـد . . . آنـگـاه کِ خـُـمـارِ یــک لــحــظـه دیــدنِ تـــُـو مـی شــوم . . .
Shahdad
اخم می کنم تا ببینی جدی شدم. چرا اینگونه سراغم می آیی؟ من به تمنای گریه ات نیست، که تا سال ها، تا قرن ها، تا پایان تلخی، زیر این خاک سرد، قصد خفتن کرده ام. معرفتی مانده اگر یا سر سوزن قلقلکی از بهار گذشته، برای من، لبخند بزن ،لبخند !!
Shahdad
باورت بشود یا نه ... !؟ روزی می رسد ؛ که دلت برای هیچ کس ،، به اندازه من تنگ نخواهد شد ! برای نگاه کردنم خندیدنم اذیت کردنم .... برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی ! روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود .. می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد ...
Shahdad
به چـشـم هـایـت بگــو . . . نـگـاهـم نـکـنـنـد ... بـگـو وقـتـی خـیـره ات مـی شـوم سرشـان بـه کـار خـودشـان بـاشـد . . . ! نـه کـه فـکـر کـنـی خـجـالـت مـی کـشـم هـا . . . نـه !!! حـواسـم نـیـسـت . . . عـاشـقـت مـی شـوم.
Shahdad
جهان واژگان را میجویم تا یکــــــــ دریچه ی باز شود تا فریادم را رساتر به گوش ناشنوایان برسانم !!! هیــچکس...
Shahdad
آرامش چشماشو نشونم داد شیرینیه خنده هاش تکونم داد از وقتی که چشماشو نشون داده بد جوری توی قبلم افتاده نمیخوام تنها شم عاشق چشماشم هر جا که باشه دلم میخواد کنارش باشم شب تا صب بیدارم خیــــــــــــــــــــــــــــــلی دوسش دارم غیره ممکنه از این عاشقی دست بردارم...
Shahdad
می خوام یه قصری بسازم آسمونش آبی باشه من باشمو تو باشیو یک شب مهتابی باشه..
Shahdad
روز تولدم را فراموش کردی..... گفتم گرفتاری سالگرد آشنائیمان را از یاد بردی.... گفتم مشکل داری زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی..... گفتم غصه داری محبتهایم را از یاد بردی..... گفتم گله و شکایت داری ولی حالا خودم را فراموش کردی... نمی دانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم...
Shahdad
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!