Shahdad
دنبــــــــــــالِ شاعــــــــــر شعـــــــــــرهایٍ منـــــ نگـــرد... تمــــــــامــــ حرف هایــــــــمـــ ... رو نوشتـــــِ توسـتـــــ ...!
Shahdad
پریسا: پشیمون نیستی؟ ابراهیم: پشیمونی برای چی؟ پریسا:الان راحتی ؟ احساس گناه نمیکنی؟ ابراهیم: احساس گناه برای چی؟ آدما وقتش که برسه با احساس گناهشون کنار میان؟ گناه بزرگتر وقتی بود که اعتبارو آبرومو میبردی پریسا: بچمون چی؟ اونم کشتی! اون که گناهی نداشت! ابراهیم: آره ولی قربانی هدف بزرگتری شد پریسا: تو تقاص کاراتو پس میدی! ابراهیم: اشتباه میکنی ..این دنیا کثافت تر از چیزیه که فک میکنی.. من نمیترسم برای اینکه به عدالت اعتقادی ندارم.....!!!! زندگی خصوصی
Shahdad
بغض می کنم! زمانی که یادم می افتد قرار است روزی برایم خاطره شوی…
Shahdad
روزگار با ما خوب تا نکرد ... اما !!!! ... دمش گرم ما را خوب تا کرد !
Shahdad
لبهایت را بیاور ؛ بوسه نمیخواهمـ فقط میخواهم ...اسمم را از رویشان پاكـــــــــ كنمـ !
Shahdad
به سراغ من اگر می آیی دگر آسوده بیا چند وقتی ست که فولاد شده چینی نازک تنها یی من ...
Shahdad
وقتی رفت گفت "شاید " برگردم ! رفتنش مرا نمی آزارد ، "شایدش " دردناک بود...
Shahdad
دوســـــت داشتنـــــــــت هـــوس نیســــــت کــــــه باشــــــــــــد و نبــــــاشــد... نـــــفس استــــــ تـــــا بـــاشــــم .... تــــــــا بــــــــاشـــــیـــــــ .....
Shahdad
بــــــــــــــگـذار این گـونه بگـویــــم : در انتظار تـــــــــــــــــوام... در چنــان هـــــوایـــــــــــــی بیــا که گریز از تــــــــــــــــو ، ممکن نباشد! تـــــــــــو تمام تنهایی هایم را ، از من گرفته ای خیابان ها بــــــــــــــــــــــــــــــی حضور تـــــــــــــــــــو راه هـــــــــــــــــای آشـــــکــار جهنم اند...!
Shahdad
تو می دانی؟ من هر روز هزار بار در تو می میرم و زنده می شوم! خسته ام" ازین خاک سپاری های هر روزه...
Shahdad
وقتی دست زنی را عاشقانه میگیری تازه میفهمی مرد بودن را باید میانِ دستانِ ظریف زن احساس کرد. مرد که باشی وقتی سرتو روی سینه اش میزاری حس میکنی چقدر به زن نیازمندی و زن چقدر به حس مرد بودنت نیازمندِ ..
Shahdad
برای من همین ” تو ” کافیـــست ، برای تو چند ” او ” ؟!