دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

ظرف غذای نذری همسایه را نگرفتم، هاج و واج نگاهم کرد؛ گفتم: غذا داریم و این زیادی است؛ به او نگفتم که، اگر فقط ده دقیقه سر کوچه بایستد؛ حتماً یک نفر را می بیند که سطل آشغال بزرگ را می کاود، برای یافتن لقمه ای نان؛ دور و برم پر است از یتیم، نیازمند و کودکان خیابانی؛ یک محل را نذری می دهید؛ بی آنکه حواستان باشد، نیازمندان زورشان به صف ایستادن نمی رسد؛ اگر هم برسد از لباس هایشان خجالت می کشند ..

Shahdad
Shahdad

رفتــه اي و مــن هــر روز، بــه مــوريــانــه هــايــي فکــر مــي کنــم کــه آهستــه و آرام گــوشه هــاي خيــال ام را مــي جــونــد! به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم.... از حـــــــال مــیــروم

Shahdad
Shahdad

عشق چيست؟ مادر گفت عشق يعني فرزند. پدر گفت عشق يعني همسر. دخترک گفت عشق يعني عروسک. معلم گفت عشق يعني بچه ها. خسرو گفت عشق يعني شيرين. شيرين گفت عشق يعني خسرو . اما فرهاد هيچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشماني باراني. ميخواست فرياد بزند اما سکوت کرد! ميخواست شکايت کند اما نکرد. نفسش ديگر بالا نمي آمد؟ سرش را پايين آورد و رفت! هر چند که باران نمي گذاشت جلوي پايش را ببيند! ولي او نايستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون ميدانست او نبايد بماند. و عشق معنا شد

Shahdad
Shahdad

خدایا : تمام دلتنگی هایم به واسطه ی تکرار نام تو به التیام می رسد ... تمام حرف های بی معنی ام با ذکر نام تو معنا می گیرد ... تمام سیاهی شب هایم به عشق تو روشن می شود ... خدایا : تو تمام احساس دردی که زخمی و بی دفاع نمی توانم فریادش کنم ... تو تمام ناگفته های بغض آلودی که با حسرت و اشک می گویمش ... تو و تنها تو پناه منی وقتی که نمی شود گفت ... به نام تو می کوبند ، می گویند ، نمی دانم نامت را چه بخوانم تا آسان تر ادایش کنم ! نمی دانم چگونه لابه کنم تا بدانی مجروحم زخمی نا مهری ها و تبعیض هارا به غیر تو چه بگویم ؟! خدایا : دستانم را به دستاویزت برسان و از کینه خالی کن دلم را که بسیار آزرده اند مرا

Shahdad
Shahdad

زمان مکالمات تلفنی پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹ مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰ پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶ پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱ دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹ دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵

Shahdad
Shahdad

بانــــوی ســـرزمین من هـمان موجـــودیست، که اگــــر نبود بی هـیـــچ شکـــــــ و تــردیــدی هــــیــــچ مــَـرد مــوفــقــی در ســـرزمینم نبود !!!

Shahdad
Shahdad

از هیاهوی واژه ها خسته ام ، من سکوتم را، از اوراق سفید آموختم. آیا سکوت ؛ روشن ترین واژه ها نیست ؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ، خونسردترین واژه ها نیست؟ تا چشم گشودم ، از چشم زندگی افتادم. شبی – شاید امشب- زیر نور یک واژه خواهم نشست و نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت. و هم زمان، پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت : پایان ...

Shahdad
Shahdad

بچه که بودیم ، بچه بودیم بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم برای عشق پاک بچه گیها دلم تنگ است . . .

Shahdad
Shahdad

رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم قصد این قوم فریب است بیا برگردیم آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق،بازیچه شهر است ولی در ده ما دختر عشق ،نجیب است، بیا برگردیم.،..

Shahdad
Shahdad

دستمو گرفتم جلو دهنم تا دیگه هیچی نگم دیگه هیچوقت هیچی نگم انگار اینجوری بهتره این ها بوی نا میده بوی موندگی و تعفن چند تیکه پس بهتره همونجا که هست بمونه مادرم می گفت ادم که حرف بزنه دهنش بوی می گیره راس می گفت الان می فهمم ادم حتی اگه حرف رو نزنه و همشو تو خودش بریزه درونش بوی می گیره بوی نا..بوی موندگی..بوی تعفن چند تیکه پس بهتره هیچی نگه دستشو برای همیشه بگیره جلوی دهانشو فقط نگاه کنه فقط نگاه..

Shahdad
Shahdad

این هم از سهراب سپهری روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد... خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ... هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها بادبادک ها به هوا خواهم برد گلدان ها آب خواهم داد ... خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک آشتی خواهم داد آشنا خواهم کرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد دوست خواهم داشت سهراب سپهری

Shahdad
Shahdad

دختر هم نشدیم که تا یه سوسک ببینیم قبض روح شیم

Shahdad
Shahdad

دخترم نشدیم که با داشتن چشمای بابا قوری خط چشم نکشم و چشمک نزنیم!!!!

Shahdad
Shahdad

دختر هم نشدیم عقده ی موتور سواری مونده باشه رو دلمون...

Shahdad
Shahdad

دختر نشديم ببينيم نمره گرفتن از استاد با يه چشمك چه حالي ميده!!!