Shahdad
شانه ات را بردی حالا گریه هایم را باد کوچه به کوچه می پراکند..
Shahdad
دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد گفته بودی یوسف گم گشته باز آید ولی یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد . . .
Shahdad
قـــــد بلندمــــــ . . . امـــا نـــه آنقـــدر کــه ابـــرهـــا را کنـــــار بزنمـــ و ســر از کـــار خـــــدا در بيـــــاورمــــ ...
Shahdad
نگاهم کرد ، پنداشتم دوستم دارد ، نگاهم کرد در نگاهش هزاران عشق خواندم نگاهم کرد ، دل به او بستم ، باز نگاهم کرد و … تازه فهمیدم یارو خله ! فقط نگاه میکنه !
Shahdad
شکست در عشق فاجعه نیست،فاجعه آنست که بدانی چرا در عشق شکست خورده ای!
Shahdad
از وَقـتـــــے کـــهـ نــیـسـتـــــے خــُـدآ مــے دآنـَــد چـِـقــَــــدر آبـــــــــ بـــهـ صـــــورَتــَــمـ پــآشـیـــدَمــ لـَـعـنـَـتـــــے ایــنـ کــآبـــوســ ایــنـقـَـــدر وآقـِـعـــــے ستــــــــ کـــهـ اَز خوآبـــــــ بـیـــدآر نــِـمــے شـَـــوَمـ
Shahdad
مزرعه را ملخ ها جویدند و ما برای کلاغ ها مترسک ساختیم
Shahdad
من از اعدام نمیترسم….! نه از ” چوبش ” نه از ” دارش “!، من از پایان بی دیدار میترسم….!
Shahdad
شمانت شراب دارند هفت ساله که نه هفتاد سال مستم می کنند خرابم می کنند عاشقم می کنند شاعرم می کنند وتو بی انکه بدانی سالهاست که ساقی این بزم عاشقانه ای ...........
Shahdad
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد. . .
Shahdad
گفتم دوستت دارم، نگو نظر لطفته، چون نظر لطفم نیست، نظر دلمه .. ! ! !
Shahdad
خاطره ها را رشوه میدهم به روز هایم تا از بی تو بودن ،صدایشان در نیاید…
Shahdad
فکرهای کوتاه صبری طولانی صدایی در باد زمستان میشوم گاهی... روزهای رفته ماه های مانده تقویم ام بی تاب دلم تنگ میشود گاهی..
Shahdad
قرارمان یک مانور کوچک بود… قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد…اما ببین یک جای سالم بر قلبم نمانده است…!!!!
Shahdad
معلم دبستانم این روز های سخت را میدانست که به خط فاصله میگفت : خط تیره...