دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را برای بار دوم برایت باز گوید. چرا مرا شکستی ؟چرا؟ اشعاری برایت سرودم که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟ چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟ زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم. خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم. چرا این چنین شد/؟چرا؟ من که بودم؟ که هستم به کجا دارم می روم؟

Shahdad
Shahdad

انسان، حر[!]ت زنده میشود خوانده میشود ترانه می شود به یاد می ماند گاهی ناله ایست تنها خاک خوب میفهمدش..........

Shahdad
Shahdad

گفت: چند سال داری؟ گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله ام! . . . .... . . .

Shahdad
Shahdad

از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی ! غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه ...

Shahdad
Shahdad

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

Shahdad
Shahdad

پشت آن پنجره ی رو به افق، پشت دروازه ی تردید و خیال، لابه لای تن عریانی بید، لابه لای شاخ و برگ های خزان، من در اندیشه ی آنم که تورا وقت دلتنگی خود دارمو بس!

Shahdad
Shahdad

آدم ها دروغ نمی گن اگر چیزی می گویند صرفا ” احساسشان ” درهمان لحظه ست … نباید روش حساب کرد …

Shahdad
Shahdad

من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی ... ! غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد ...با تـــکـــــه هـــایـــــش شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــم زد....

Shahdad
Shahdad

دنیــای دست هـا ... از هـر دنیــایـی بـی وفـاتـر است ... امـروز دست هـایت را مـی گیـرنـد ... قصـه عـادت کـه شـدی ... همـان دست ها را بـرایـَت تکـان مـی دهنـد ..

Shahdad
Shahdad

وقتی چشمانم را روی هم میگذارم خواب مرا نمیبرد ، تو را می آورد ، از میان فرسنگها فاصله . . . ! . .

Shahdad
Shahdad

برای چشمهایم نماز باران بخوان….! بغض کرده ، ابریست اما نمیبارد.

Shahdad
Shahdad

مسافر ، مسافر است ... وقت استقبال هم می دانی که یک روز باید بدرقه اش کنی ... پس دل نبند !

Shahdad
Shahdad

من غرورم را به راحتی به دست نیاوردم که هر وقت دلت خواست خردش کنی....! غرور من اگر بشکند با تکه هایش شاهرگ زندگی تورا خواهد زد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
Shahdad
Shahdad

نمیخوام برم زوده .. این داستانمون ِ .. با تو داغونم خوبه .. آخرین بارمون بوده .. چون راهمون دوره .. بذار رازمون رو شـه !

Shahdad
Shahdad

یه دوســــت دخترم نداریــــم با طناب ببندیمش به لوستر جای کیسه بوکس استفاده کنیم بلکه مقاومت بدنش رو بسنجیم....