Shahdad
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهـــــے مـــ ـــیــگــــــیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَــــ ـــتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ میـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَــــنـــــ ـوز مے تَـــ ـــپـــَــد به خـــــُدا . .
Shahdad
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ... شعر کوچه را از بر نداشتند ... پس چگونه بود تا همیشه در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ... که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم حتی به بهای گذشتن از "هم".
Shahdad
مـــادر تنها کسی است که میتوان "دوستت دارم" هایش را باور کرد حتی اگر نگویــد...
Shahdad
ڪــاش گــــــآـــهـــــــے زنــــــــــــــــــدگــــے [◄◄ι] [ ιι ] [■] [►] [ι►►] داشتـــــــ ... .
Shahdad
آهنگ جدید یاس با امین به نام وقت رفتن....
Shahdad
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكرخودم باشم وآن وقت جزعشق تودرخاطرمن مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
Shahdad
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! ............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ،، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟! خسته ام ..... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار ! ... از خودم..... از همه ی زندگی .
Shahdad
بهـــــ ســـــلامتی اونـــــی کهــــ یه روزیـــــ دوســـــتش داشـــــتیم مـــــالِ خودمـــــون بــــودش هنـــــوزم دوســـــش داریـــــم ولـــــی مـــــالِ یکـــــی دیگـــــس.....!
Shahdad
بـــــاران را بـــــاید بـــــوسید ...! از زیـــــارت نگـــــاه تـــــو مـــــی آید ...
Shahdad
یک شب فقط یک شب در کنارهای قلب من زمزمه کن تا شعله حر فهایت خاکسترم کند تا فردا ققنوس وار سر از خاکستر خویش بردارم..
Shahdad
هی عشق دست نیافتنی من! تو که خودت قلبت را به من دادی آن هم به بهای همه زندگیم حالاحرف حسابت چیست؟ جنس گرفته شده پس داده نمیشود.........
Shahdad
ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود . عاشق شده بود
Shahdad
پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود ماه برکوی دل نمیتابید، خانه ام انتهای عالم بود کنج آیینهام نمیخندید برق سوسوی کوکب بختم بیسحرگاه خنده خیست، باغ بیباغ، قحط شبنم بود تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود چشمهایت مرا صدا میکرد، روح من سر به زیر میانداخت رد شدم آزمون جرات را، درصد عشقبازیام کم بود ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید جای انگشتهای حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود
Shahdad
تــــــــــــنهایی یعنی میگه دوسِـــــــت داره اما نگاهت رو نِمی فـَــــــهمه...
Shahdad
زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن داد نــزن هــوار نکش آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن . .