Shahdad
دیگر ثانیه ها رو نمیشمرم............... مینشینم به ارزوهایم فکرمیکنم.................... چه قدر قشنگند............................ ولی دیگه نمیخوام ارزو باشند.................... باید حقیقت محض شن.......................... باید جهانیان مرا به خوش نامی بشناسند........................ اونروز روزیه که کار من بااین دنیا تموم شده......................
Shahdad
می دانم شبی تاریک در پی است ومن به چراغ نامت محتاجم طوفان هایی سر چهار راهها ایستاده اند وانتظار مرا میکشند ومن به زورق نامت محتاجم
Shahdad
آدمها که عوض میشوند از سلام و شب بخیر گفتنشان اس ام اس دادنشان میشود این را فهمید از بوسه هایشان از حرفها و نگاهها از گودالهای عمیقی که بین خودشان می کنند و تویش را پر از دلیل می کنند.....
Shahdad
تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه بعضــی ها "بــرای بــه جــایـــی رسیــدن" و بعضـی ها "بـعـد از به جـایــی رسیــدن" هــمــه چیــز را "زیـــر پــا" می گــذارنـــد...
Shahdad
هر کاری واسه موندنم کرد اون میخاست من بمونم اما من نموندم خوب میدونم من لیاقت بودن با اونو ندارم منو ببخش عشق من فک میکنم اخر این راه جدایه بذار همین حالا ازت جداشم برو پی سرنوشتت سرنوشت مارو خدا باهم ننوشته سرنوشت ما عاشق شدنو نرسیدنه تا حالا کدوم دوعشقی بهم رسیدن که ما دومیش باشیم اگ لیلا دستای مجنونو لمس کرد منم اونوقت میتونم دستاتو لمس کنم برای رسیدن ب تو راهی هموار میشه اما دوباره سدی دشوار تر اون راهو میبنده چقد بهت نزدیک شدم اما استارت آخر کلید نخورد چقدر رود شدی اما من دریا نشدم رود کسی باش که ب عشقت تموم سدها رو بشکنه دریا بشه فقط ی چیزیو بدون همه حرفام راست بود هیچ وقت دلم نمیاد بهت دروغ بگم نمیخام بعدها از اینک نمیتونیم باهم باشیم عذاب بکشی من امروز توی همون شهری بودم که تو بودی اما جرات روبرو شدن با چشماتو نداشتم راستشو بگم من قدرت دل کندن از صداتو ندارم نگاهتو چشماتو ببینم و مجبور باشم دل بکنم بیش ازاین دیگه نمیتونم بشکنم فقط دوست دارم همین
Shahdad
کســـــــــی مـــــــــــرآ نشنـــــــــآختـــــ... همــــــــهـ گفتـــــــند... *هــــــــر کــــــــسـ کـــــهـ میمیــــــرد فـــــرآمـــــــوشـ میــــــشود* مـــن زنـــــدهـ امـ و ســـــختـ فــــرآمــــــوشـ شـــــدهـ امـ... و ایــــــن غـــــــمـ فـــــــرآمـــــوشــــــی مــــــرآ میــــــــکشد مـــــــــن میـــــــــخوآهـــــمـ و میــــــــرومـ... میـــــــرومـ فقط خـــــــــآطـــــرهـ امـ میــــــمآنـــد... کــــــــــــــــــــــــــهـ او هـــــــــــــــــمـ خــــــــوآهــــــــــــــــد مــــــــــــــــــرد!!!
Shahdad
عشـــــــــــق... عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل، از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو. بعد هر چند دقیقه یه بار یواشکی گوشهی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف، تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟؟
Shahdad
و من برگ بودم که باران گرفت/ و دیدم که این قصه پایان گرفت/ بهار تو آمد به دیدار من/ و آخر مرا از زمستان گرفت/ کویر تنت را به باران زدند/ تن آسمان را عطش جان گرفت/ تو میرفتی و چشم من چشمه بود/ و من خیس بودم که باران گرفت/ عجب بارشی بود بر جان من/ که چون رودی از عشق جریان گرفت/ هوای تو بود و خیال تو بود/ که دست مرا در خیابان گرفت/ حقیقت همین است ای نازنین / که چشمت غزل داد و ایمان گرفت/ تو و کوچه وآن زمستان سرد/ و من برگ بودم که طوفان گرفت….
Shahdad
هیچ وقت دل به کسی نبند... چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش 2 تا دل کنار هم جا نمی شن...!!! ولی اگه دل بستی، هیچ وقت ازش جدا نشو ...! چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی...!!!
Shahdad
شب است و من خسته ام... آنقدر خسته ام از خود که توانم حتی نبرد مرا تا لب تخت... پاهایم سست و بی رمق... دستانم پر از رعشه ... دلم پر از غمو غصه... چشمانم... چشمانم پرآب اما جوشان نیست... از سر و رویم تنهایی میچکد.. اما دل راضیست به همین... راضیست؟ نمیدانم... دیگر با خودم هم غریبه ام.
Shahdad
گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .
Shahdad
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !
Shahdad
قلبم گرفت عزیزم از بس که بی وفایی تنگ غروب گم شد الماس آشنایی خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم یک لحظه باورم شد که من چقدر نفهمم
Shahdad
معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند . . .