دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

، ، تو تک ستاره ، می میرم ، اگه یه روز من دستاتو نگیرم چشمامو رو به چشمات میبندمو تو رو به رومی دلخوشیم واسه تویی تو تنها آرزومی مثل تو رو کجای دنیا می شه پیدا کرد من همونم که واسه خاطر دنیا رو رسوا کرد یه حالتی تو چشماته می ریزه چه حس خوبیه وقتی دو تا دستات تو دستامه هر ساعت هر لحظه فکرت ، ، یادت همرامه بودنت توی بهونه ی تنهامه ، ، تا دنیا دنیا باشه می دونم اینو می دونی نباشی تو می خوام نباشه

Shahdad
Shahdad

دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟ در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم ... توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟ در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو...سر اینکه دستای گره شدمون توی جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Shahdad
Shahdad

نقاش باشي ! چقدر ميگيري بيايي و صفحه هاي سياه دلم را رنگ بزني؟ بعد براي ديوار اتاق دلم يک روز آفتابي بکشي که نور آفتاب تا ميانه آمده باشد راستي من روي صورتم يک خنده ميخواهم ... نرخ خنده که گران نيست؟

Shahdad
Shahdad

دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مــــــن !!!…

Shahdad
Shahdad

هنگامی كه آوازه كوچت بی محابا در دل شب می پيچد سكوت داغی است بر زبان سايه ها باز هم يادت شرری می شود بر قامت باران های اشک اين جا ميان غم آباد تنهايی به اميد احيای خاطره ای متروك روزها گريبان گير آفتابم و شب ها دست به دامن مهتاب نمی گويم فراموشم نكن هرگز ولي گاهی به ياد آور رفيقی را كه ميدانم نخواهی رفت از يادش....

Shahdad
Shahdad

از کدامین سرزمین پا به قلب تنهای من نهادی که با آمدنت بهار را به کلبه قلبم باز گرداندی؟!!! گویی تو خود بهاری و شاید تابستانی ... که با گرمای وجودت یخهای قلبم را آب نمودی... چشم هایت زیباترین ترانه را برایم می خوانند... ای بهار عشق...تا ابد در قلبم جاودانه بمان...

Shahdad
Shahdad

هیچ ، تنها و غریبی طاقت غربت چشماتو نداره هر چی دریا رو زمینه قد چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره وقتی دلـــــــــــــگیری و تنـــــــها غــــــــــربت تمام دنیــــــا از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می باره نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات توی این غروب دلگیر جدایی توی غربتی که همرنگ چشاته همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته حرفی داری روی لبهات ، اگه آهه سینه سوزه اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه تو بگو به این شکسته ، قصه های بی کسی تو اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو نمی تونم غریبه باشم توی آیینه ی چشمات تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات نمی تونم ، نمی تونم .....!

Shahdad
Shahdad

شـــده‌ای انــقـــلاب زنـــدگــــی مـــن! حالا همـــه چیـــز... در زنــدگیــم تــاریــخ‌ دار شــده است! قبـــل از "تـــو" و بــعـــد از "تـــو" ...

Shahdad
Shahdad

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﺎ ﻣﯿﺴﻮﺯﻩ … ﺩﺍﺭﻥ ﯾﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﯿﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺟﻠﻮﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ، ﺟﺎﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺴﺎﻓﺮِ ﻣﯿﮕﻪ : “ﺁقا ﻣﺮﺳﯽ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻢ” یکی نیست به اینا بگه چرا با احساسات مردم بازی می کنید !

Shahdad
Shahdad

وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت اویزان بود و در تمام شهر قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند وقتی که چشم های کودکانه ی عشق مرا با دستمال تیره ی قانون می بستند و از شقیقه های مضطرب ارزوی من فواره های خون بیرون می پاشید وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم , باید , باید , باید دیوانه وار دوست بدارم

Shahdad
Shahdad

هی غریبه روی کسی دست گذاشتی که همه دنیامه بی وجدان اینقدر راحت بهش نگو عزیزم

Shahdad
Shahdad

زمین به آسمان بیاید آسمان به زمین حواس ام نه پرت شیطنت ستاره ها می شود نه دلربایی گنجشگکان باغ محو خنده های تواَم هنوز...

Shahdad
Shahdad

دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی آسمان مهربانی دست هات ... نوازش گندمزار و همین چیزهای بی پایان. نمی دانستم دلتنگیت قلبم را مچاله می کند نمی دانستم وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم. گفته بودم دوستت دارم؟

Shahdad
Shahdad

عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند

Shahdad
Shahdad

گاه یک سنجاقک به تو دل میبندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه، از خم پیچک نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند، یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد، گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است.،..