Shahdad
مرد ! سرش بر آستین زن بود زن ! سرش بر غیرت مرد . . .
Shahdad
حس قشنگی است درآغوش تو بودن به چشمان پرمهرت خیره شدن و غرق شدن دردریای طوفانی چشمانت که راز قلب خویش راصد امیکرد و رسیدن به اعماق قلب زیبایت و یکسان شدن ضربان قلب هایمان گوش کن این آهنگ قلب من است که با آهنگ قلب تو یکی شده است و هر لحظه در دلم فریاد میزند تمام هستی ام از آن توست ، بدون تو مرگ را خواهم عشق مهربانم با تمام وجودم دوستت دارم
Shahdad
بارالها...............برایم بالا رفتن از پله های ایمان را با عنایتت اسان کناز گناهم در ارام پیمودنشان بگذرگر هنگام امدن بسویت لغزشی داشتمتو دستم گیر که انسانمو لغزش پذیربارالها..
Shahdad
جمعھ ی خوبی نبود شھر بوی مرده می داد در حومھ ی خیابان عابری از کنارم رد شد عطر سنگدلی اش تورابه یادم آورد چقدر کم بودنت زیاد بود چقدر نبودی چقدر... .. .. .. شب شد و به اندازه ی کابوسی فقط فرصت خواب دارم بس که روزها تو را چرت میزنم!
Shahdad
فضایِ خسته و پوسیدهیِ زمستانی .. و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی» ! تمامِ حوصلهام را سؤال پیچیده .. پر از "تو"ام و پر از ابرهای بارانی ؛ نشسته در اتوبوسی که ایستگاهاش را .. به هر کجای جهان میشود بچسبانی ! در انتخابِ خودم یا تو یا خدایی که...... که بگذریم ، از این فکرهای شیطانی ! ببین مرا وسطِ جادههای بی عابر .. بدون قلبِ تو ، با "عشقهای جبرانی" ! تو را قدم زدم آنقدر تا که پیوستم .. به خطِ ممتدِ این جادههای طولانی ؛ به اعترافِ گناهی نکرده افتادم .. مرا بلند کن از این دروغ پایانی !!!
Shahdad
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد و او هنوز شکوفاست بین آدمها کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند غروب زمزمه پیداست بین آدمها چه می شود همه از جنس آسمان باشیم طلوع عشق چه زیباست بین آدمها تمام پنجره ها بی قرار بارانند چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو دلت به وسعت دریاست بین آدمها
Shahdad
هــی تـــو لعنتـــی ... ایــن قــدر بـــا واژه هــا بـــازیــ نـکـن ! ... .........خطــــرنـــاکنـد !!
Shahdad
برگشتم به رفیقم میگم ساعت کار بانک صادرات این بغل تا کی؟ میگه کار بانکی داری؟ پ ن پ من از اینترپل مزاحمتون میشم دارم دنبال عاملان اختلاس می گردم!!!!
Shahdad
دوستی ها كمرنگ؛ بی كسی ها پيداست... راست گفتی سهراب؛ آدم اینجا تنهاست ... !
Shahdad
خیلی از ادم هایی که دوست دارن با شما باشند از روی علاقه به شما نیست صرفا به خاطر اینکه چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند آن زمانیکه مطمئن شدند تنها هستید تنهایتان می گذارند..
Shahdad
رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند کوه ها با قله هاو دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند وانسان هاهمه ي انسان هابا عشق، فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که می دانم ناتوانم رحم کن| باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم اما نباشد، هرگز نباشدکه در قـــــــــــــــــــــــلبم عشـــــــــــــق نباشد، هرگز نباشد
Shahdad
هـ ــ ـــوا اینجا نفس گیرهــ ــ صدام از بـ غــــ ـــ ـض میگیرهـ ـــ همهـ ـ ــ چی مثل مـ ـ ــن اینجا به این اندازه دلگـ ـیرهــ ــ هنوز فکر میکنم گاهیـ ــ کنار من ـ ــتو اینجاییـــ ــ ولی تقدیر مـ ــن میگهـ ــ که اینجا نیست .....تـ ـنهاییــ ـ ـ ـ
Shahdad
خام و ناپخته قضاوت ميكنيم! تحقيق بردار ، گرفتار آمده در سيخ شك با آتش حكم ناحق بي گنه را كبابش ميكنيم! باخبر نيست بيچاره مظنون از دادگاه پنهاني كه در محضر مي كنيم ! غيبت و تهمت نقل مجلس ها شده برادر را زنده زنده نشخوار مي كنيم !! جهنم را خود براي خود مهيا كرده ايم ..
Shahdad
مواظب افکارت باش آن ها تبدیل به کلمات میشوند،مواظب کلماتت باش آنها اعمالت میشوند،مواظب اعمالت باش آنها عاداتت میشوند،مواظب عاداتت باش آنها شخصیتت میشوند و مواظب شخصیتت باش آنها سرنوشتت میشوند..
Shahdad
به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس" دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش... چــــون .... زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد، تــــو مــــی مانـــی و یـــک ..... "مـــن " بــــــی ارزش