سروش(نگهبان خاندان)
بگذار توی همین یک جمله ... دوباره عاشق هم باشیم... من نامت را صدا میکنم... تو بگو جانم...!
سروش(نگهبان خاندان)
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم...
شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند
دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را در فرياد منعكس كند
فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده ام....
دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مي نشينم..
كاش مي شد پرواز كنم..
پروازي بي انتهاتا رسيدن به ابديت..
كاش مي شد..
در ميان هجوم بي رحمانه درد، خودم را پيدا كنم
نفرين به بودن وقتي با درد همراه است
بغض كهنه اي گلويم را ميفشارد
به گوشه اي پناه ميبرم
كاش اين بار هم كسي اشكهايــم را نبيند
خب بیا ...
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبلیه پست....
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبلیه پست؟!!!پست انرژی زا؟
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبلنه میخواستم بگم نظر تو پست خاصمون
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 54 دقيقه قبلآهان ... رفتم ...
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبل