مهشی ــد
و اون گرمای خورشیدی که میری روبه خاموشی نمیدونی چقدر سخته شب سرد فراموشی...
سروش(نگهبان خاندان)
كاش آدما یکم جرات داشتن گوشی رو بر میداشتن و زنگ میزدن و میگفتن: ببین دلم واست تنگ شده واسه هیچ چیزه دیگه ای هم زنگ نزدم
سروش(نگهبان خاندان)
بچه که بودیم دخترا عاشق عروسکا بودن و پسرا عاشق مردای قوی....نمیدونم چی شد بزرگ که شدیم پسرا عاشق عروسکا شدن و دختراعاشق مردای قوی
merciiiiiiii, mani jan


14 سال و 2 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 23 دقيقه قبلفدات داش سروش
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبل