دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

کدام کار خطا از دلم بگو سر زد؟/که گفته ای دلت از رفتنم نمی لرزد!/ تویی که شهره ی شهری به عشق ورزیدن/بگو که یک دل دیوانه چند می ارزد؟/ و من "که دیده نیالوده ام به بد دیدن"/ سزا نبود که خونم به دیده ی تر زد!/ هنوز پشت سرت در نبسته بودم که.../هنوز پشت سرت آب . . . یک نفر در زد/ "چه زود دیر شود " مهربانِ من گاهی/تو دیر آمدی انگار، . . . مرغکت پر زد٠٠٠!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ساده آوردی به دستم ساده ترکم می کنی/ با دلم کاری شبیه لرزش بم می کنی٠٠!/با خودم قهری ولی از روی طعنه سوژه ی/ "من تو را آسان نیاوردم به دست"م می کنی/خیره می گردم به عمق هر دوچشم نافذت/ناگهان از مرحله با خنده پرتم می کنی!/دل فضای سینه را بی تاب عشقت می کند/این یکی را خون و آن را خانه ی غم می کنی/من که بامعیارعشقت عاشق صددر صدم/با اگر اما ولی درگیر شرطم می کنی/واژه ها گاهی به فنجانم حسادت می کنند٠٠!!/بس که در چشمت برای من غزل دم می کنی!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

هرچند خسته ام، شده ام تکیه گاه تو/ صدبارباطناب خودم توی چاه تو/٠٠رفتم,حقیقتا که چه تلفیق جالبی/ آلودگیّ و قلب من,اشتباه تو!!/ روزم شبیه شب شدوخورشیدگریه کرد/ زانوبغل و زُل زده در پشت ماه تو!/ سردرد های نیمه شب و ازدحام درد٠٠/سنگین تراست حجم زمان یاگناه تو؟؟!!/<<گاهی دلم برای خودم تنگ می شود>>/گاهی برای مشغله های نگاه تو!/"رفتن همیشه راه رسیدن نبوده است"/ بن بست ها نهان شده پایان راه تو٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت سوختم خاکسترم آتش گرفت چشم واکردم سکوتم آب شد چشم بستم بسترم آتش گرفت در زدم کسی این قفس را وا نکرد پر زدم بال و پرم آتش گرفت از سرم خواب زمستانی پرید آب در چشم ترم آتش گرفت حرفی از نام تو آمد بر زبان دستهایم دفترم آتش گرفت

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که میشد نقشها جان میگرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود میشدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوجی نبود باری ما جفت و طاقی ساده بود قهر میکردم به شوق آشتی عشقهایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

هزار خواهش و آیا هزار پرسش و اما هزار چون و هزاران چرای بی زیرا هزار بود و نبود هزار شاید وباید هزار باد و مباد هزار کارنکرده هزارکاش و اگر هزاربارنبرده هزاربوک و مگر هزاربارهمیشه هزاربارهنوز مگر تو ای همه هرگز مگر تو ای همه هیچ مگر تو نقطه ی پایان براین هزار خط ناتمام بگذاری مگر تو ای دم آخر در این میانه تو سنگ تمام بگذاری

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

پس کجاست؟ چندبار خرت و پرت های کیف بادکرده را زیروروکنم پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسرکار کارتهای اعتباری کارتهای دعوت عروسی و عزا قبضهای آب و برق و غیره و کذا برگه ی حقوق وبیمه وجریمه و مساعده رونوشت بخشنامه های طبق قاعده نامه های رسمی و تعارفی نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی برگه ی رسید قسطهای وام قسطهای تا همیشه ناتمام پس کجاست؟ چندبار جیبهای پاره و پوره را پشت و رو کنم چند تا بلیت تا شده چند اسکناس کهنه و مچاله چند سکه ی سیاه صورت خرید خواروبار صورت خرید جنس های خانگی پس کجاست؟ یادداشتهای درد جاودانگی؟

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

خسته ام از آرزوها؛آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی؛بالهای استعاری لحظه های کاغذی را؛روز وشب تکرارکردن خاطرات بایگانی ؛زندگی های اداری آفتاب زرد وغمگین؛پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین؛آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته؛چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته؛خسته از چشم انتظاری صندلیهای خمیده؛میزهای صف کشیده خنده های لب پریده؛گریه های اختیاری عصر جدولهای خالی؛پارکهای این حوالی پرسه های بی خیالی؛نیمکتهای خماری رونوشت روزها را؛روی هم سنجاق کردم شنبه های بی پناهی؛جمعه های بی قراری عاقبت پرونده ام را؛با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزی؛باد خواهد برد باری روی میز خالی من؛صفحه ی باز حوادث در ستون تسلیتها؛نامی از ما یادگاری

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

زندگی مثل پیانو است، دكمه های سیاه برای غم ها و دكمه های سفید برای شادی ها. اما زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت كه دكمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

عقــل میگــه بایـد تـموم شــه، دلـــم مـُــدام تــِکــرار میکنـد: صبـــرتــــ کـــه تمـــام شـد، نـــــَرو! معــرفــتــــ تـــازه از آن لـحظـــه آغـــاز میــشـَــود . . .!!!!! .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

سَخت اَستـــ هَـم پـآییز بآشَد، هَـم اَبر بآشَــــد، هَـم بـآرآن بآشَد ، هَـم خیآبآن ِ خیس بــــآشَــــــــــد اَمـــــآ نَه تــ ♥ـــو بآشی نَه دَستی بَـرآی فِشُردَن بآشَد، نَه پآیی بَـرآی قَدَم زَدَن بآشَد وَ نَه نگآهـــی بَـرآی زُل زَدَن .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

گاهــــی هیـــچ کــــس را نــداشــتـ ـه بـــاشـــی بهتــــر است داشتــــن بعضــــی هـــا تنهــــاتــــرت مـــی کــنــد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

مـن بـدم . . . تـو خـوب بـــاش . . . دیگــر ، سراغـم را نـگـیـر خـودم را جـایی در این زندگــی گــُم کرده ام دنبالـــــم نگرد . . . پـیـدایـم نـمـیـکـنی نـفـس بـکـش . . به جـای من هـم اگر تـوانستی مهربـــــانی کن و بـعـد از مـن ، شـبـهـا بـه سـتـاره ام لـبـخـنـد بـزن و مـاه کـه کـامـل شد ، از جــانـب مـن آرزویـی کـن خودت هم منت بر سرم بگذار و فـرامـوش کـن که زمـانی بـوده ام خـودم نـیـز ، چـنـیـن خواهـــــم کرد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

مــَטּ هــَر روز در تلآشـَـم کـه یـآدم بمــآنـد و تــ ــو هَـر شَبــــ دعــآ میکنــے کـه فـرآمــوش کنـے !! خــاطـرآتمــآטּ چــه بـلآتکلیفنـد . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

سکوتـــــــــــــ … و دیگر هیچ نمی گویم …! که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ به تو … سکوت را دوستـــــــــ دارم به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..