سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آسمان اینجا آبی ست!!من بین غریبه ها نیستم...همه آشنایند....! میدانی?پوسیده است دلم بین همه آشنایان غریبه!.....احساس حباب را حالا میفهمم وقتی روی آب نگران ترکیدن است...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالی است.دنیا را ببین,بچه بودیم از آسمان باران میبارید,بزرگ که شدیم از چشم هایمان...بچه که بودیم با یک ناله همه می فهمیدن دل درد داری,حالا با صد فریاد هم کسی درد دلت را نمی فهمد...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
گفتم تا فضای اعتراف فراهم است بگویم! در محاصره ی واژه های سرکش فقط میگویم: ....باختم...!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در زندگی به هیچ کس خیانت نکردم,جزء خودم...وفای به تو خیانت به خودم بود!!!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يكبار است ... جدايي دشوار است ... ولي ياد تو تكرار است ... !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يكبار است ... جدايي دشوار است ... ولي ياد تو تكرار است ... !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت دلها همه در چاه زنخدان انداخت وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
"مترسک، عروسک زشتی است که از مزرعه مراقبت می کند ... وآدمی، مترسک زیبایی است که جهان را می ترساند ..."
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند. جواب داد:.... اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10.... اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100 اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
به اعتماد هیچ شانه ای، اشک نریز. و به اعتبار هراشکی شانه نباش، که روزگار روزگاره دروغ است.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
زندگی را بايد از گرگ آموخت و بس...!! گرگ با همنوعانش شکار ميکند...!! خو ميگيرد زندگی ميکند...!! ولی چنان به آنان بی اعتماد است که شب هنگام خواب ،با يک چشم باز ميخوابد...!! شايد گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است...!!.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
قول داده ام... گاهی... هر از گاهی... فانوس یادت را... میان این کوجه های بی چراغ روشن کنم... خیالت راحت، من همان منم... هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره... میان این کوجه های تاریک پرسه می زنم...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری و از چشمان خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد