سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
من و تو دو نیمه یک سیب بودیم... تو را یکی برد، مرا کرم خورد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
خدایا این دنیات اصلا حال نمیده، پایه باش یه دست دیگه از اول بازی کنیم
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
کشیدن سیگار که بهانه نمیخواهد.... زخم میخواهد... آن هم نه همه زخمی... تنها زخمی که از پشت به دست عزیز ترین ها بر تو زده باشند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
هميــشه ميگفـتـي : هـيــچ کــس بـرايـــم " تــو " نميــشود نــميدانــم ايـن " تــو" کـــه بود ؟ مـن کــه نبــودم ، بي شــک
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
سکوتــــ گرفتهــــ امــــ ! بیماریـــــ غریبیـــــ استــــــ ... درد ندارد، و درمانــــ همــــ ! اما تا بخواهیــــ ،،، آرامــــ بخشــــ استـــــــــــ
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
این روزا به هر مـری بخواهـی تکیه کُنی باید جسمت را به او هدیه کُنی ... طعمش را که چشیــد مثل آدامس تُف میکند کف ِ زمین ... باز میچسبی تـه کفـش عابـری عاشق پیشه ... از دلت که خبر ندارند ... ننگِ هرزگـــی میبنددند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن از زاویه تو … آها دیدم از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع ! من و تو
سروش(نگهبان خاندان)
مینویسم تو . قلمم نقطه نمیگذارد میمانی نو ، مینویسم: عشق تو باز میشوی :عشق نو انگشتانم روی نو میجویند , بوی تو میگیرند . تمام دستم بوی تو میدهد . تمام من بوی تو میگیرد بو را از بینی نه , که از قلبم استشمام میکنم . تمام رگهایم بوی تو میدهند. خون من میشود از آن تو . میخوابم . بسترم بوی تو میگیرد . با هر بازدمم , تو را به اطراف میدمم . غرق میشوم در تو . تویی که همیشه نویی ..
سروش(نگهبان خاندان)
زیادی صاف نباش آدمـا تـو جـاهـای صـاف بـیـشـتـر ویــراژ مـیـدن...
سروش(نگهبان خاندان)
بی شک آغوش تو از عجایب دنیاست واردش که می شوم زمان بی معنا می شود هیچ بعدی ندارد بی آنکه نفس بکشم ،روحم تازه می شود …
سروش(نگهبان خاندان)
می دانی..؟ آدم های ِ ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ِ ساده…..
سروش(نگهبان خاندان)
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود
سروش(نگهبان خاندان)
به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد
سروش(نگهبان خاندان)
وقتی صدای خردشدنم زیر پای عابران صدای دلنشینی شد چه فرقی میکند که روزگاری برگ سبز کدامین درخت بودم ؟...