دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

delshekaste

delshekaste
زن - متاهل
امتیاز: 803

دنبال‌شدگان

(47 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(194 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد /به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمی‌ارزد

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

تا توانی ساده و یکرنگ باش / قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی /به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم /لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم

delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

یک زمان غافل شدم صد سال راهم دور شد / آنقدر بیراهه رفتم تا دو چشمم کور شد /

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رستاک
رستاک
توسط delshekaste

فقط در حد يک لبخند لبتو قسمت من کن اگه خورشيد من نيستي بيا و شمعو روشن کن

رستاک
رستاک
توسط delshekaste

هر چه بغضت بزرگتر بهانه‌ ی ترکیدنش کوچک تر . . .

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم // از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

این ارسال را بازنشر کرده است.
delshekaste
delshekaste
توسط موبایل در مشاعره

هر کس به طریقی دل ما میشکند// بیگانه جدا ,دوست جدا میشکند// بیگانه اگر میشکند حرفی نیست// من در عجبم دوست چرا میشکند

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

می نوش كه عمر جاودانی اینست، // خود حاصلت از دور جوانی اینست، // هنگام گل و مل است و یاران سر مست، // خوش باش دمی، كه زندگانی اینست. // خیام

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

ترسم که نمانم من از این رنج دریغا // کاندر دل من حسرت روی تو بماند

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیم // حکم آنچه تو فرمایی لطف آنچه تو بنمایی

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

ای چشم تو از هر چه غزل گیراتر// لبخند تو از خنده ی گل زیباتر

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم// لیكن از لطف لبت صورت جان می‌بستم

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

قومی متفکرند اندر ره دین // قومی به گمان فتاده در راه یقین // می ترسم از آنکه بانگ آید روزی // کای بی خبران راه نه آن است و نه این