احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
احمد حسینی
دسـتـانـم شـایـد اما دلم نمی رود به نوشتن! این کلمات به هم دوخته شده کجا ، احساسات من کجا . . . ایـن بـار . . . نـخـوانـده مـرا بـفـهـم . . .
احمد حسینی
دیـشـب بـه یـادت بـودم !!! بـاران مـی بـاریـد ... آن عـابـری کـه زیـر بـاران می خـنـدیـد !!! مـن بـودم ...