احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
ابراهیم که نیستم میگذاری میروی … این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد !!!
احمد حسینی
ترجیح میدم پول سیگاری رو بدم که صادقانه روش نوشته: سرطان زا ؛ تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته: ۱۰۰% طبیعی
احمد حسینی
سلام خدا جون … میدونم ازم دلخوری ، میدونم چند وقته بهت سر نزدم ، میدونم چند وقته فراموشت کردم ! خدا جون میخوام واست از دلتنگیم بگم ، میدونم مثه همیشه سنگه صبورمی . دلم خیلی گرفته ، این بار نه از دور و بریهام ، نه از دنیا ، از خودم !! یه مدته حضورت توی لحظه های بودنم احساس نمیشه ! یه مدته بودنت توی زندگیم کمرنگ شده ! یه مدته از گناه ابایی ندارم ! یه مدته دیگه از سنگینی نگاهت شرم ندارم ! یه مدته توی مرداب زندگی غرق شدم ! یه مدته بنده ی ناسپاس شدم ! یه مدته مغرور شدم ! خدا جون نمیدونم چرا دیگه صدای اذونت آرومم نمیکنه ! یه مدته شنیدن صدای “الله اکبر ” اذونت مضطربم میکنه ! اضطراب از فاصله ی افتاده بین من و تو خدا جون … تو کمکم کن !! نذار از تو تهی بشم ، نذار با نبودنت بمیرم ! “دستمو بگیر، کمکم کن“
احمد حسینی
شاید آرام تــر می شدم !!! فقــط و فقـــط اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی نوشته نشده اند !!!
احمد حسینی
کاش می توانستم راحت تر حرف بزنم . کــاش کــســی بــود..! چــیــزی بــگــویـــم کـه درک کـنـد حـال الانم رو! میان این آدم های سر گشته و پر از درد این اتاق مجازی! فقط دلم میخواست بگویم ... " کـــاش کــسـی بـــود...! "
احمد حسینی
دلم برای تو که نه.... ولی برای کسی که فکر میکردم " تو " بودی تنگ شده ...