دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@BAKOSΩ∆(الان خوراکیم ببینم) با آرزوی بهترین‌ها برای شما ... تولــــــــــــــــــــــــــــــدتان مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای مرگ وصال من وتو نزدیک است / این کوچه میان من وتوباریک است / ازکوچه که بگذری تو با نور بیا / از بس که فضای خانه ام تاریک است / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تنهایی ام درد می کند ... زیر پوست اتاق رگ های قالی درد می کند ... ستون فقرات خانه ام شکسته ... سیخ داغی ،روزهایم را کباب کرده و بوی سوختگی یک دروغ روی زبانم طعم فریب می دهد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

این وقت سال باران بی امان بر شکل آشفته ی کاج ها اتفاقی نیست ... و شب ها که زیر بالشم صدای نفس های ماه می آید ... من فکر می کنم کاسه ای زیر نیم کاسه است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

می خواستی مرا به بند کشی، با رنج متروک دیرینه ام ... که مرا این گونه پایدار می‌کند، میان دیوارهای بی شماره، میان آسمان های بی شماره ... اندوه من و حجت ما ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

این دردها که جایی از دست نمی دهند تنم را ... نخی می شوند تا بادبادکی هوا کنم ... که از هوای تو می آید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دریایی که در گوشه های خانه اَت کاشته ای ،غرق‌اَم می کند هرشب ... باز که می گردم ... اشکم گُل می کند و پله پله ابر می کارم ... دیگر نمی توانم شعری بنویسم ... دستم جامانده در دستهایت ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پرنده ها آب که می خورند سرشان را بالا می گیرند ... گوسفندها سرشان پایین است ... من به تفاوت این دو خیلی فکر کردم ،شکل آب خوردن مهم نبود ... سیراب که شدی ... یا باید سر خم کنی یا شکر ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

راه می‌روم ... و شهر زیر پاهام تمام می‌شود ... تو، هیچ‌کجا نیستی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بعضیها اگر بجای نیمه‌ی گمشده دنبال اژدها می گشتند ... تا الان حتما پیدا کرده بودند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زیباستْ پاییز اما ... فقط برای تنها قدم زدن ... فصل دیگری بیا ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

صدای عقربه‌های این ساعتِ لعنتی ... خوابِ تو را پَر می‌دهد از چشم‌هایم ... باید قفسی برایت بسازم ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پستچیْ امروز جای نامه، تنهایی آورد ... به گمانم غرق شده باشی در خیال‌هام ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده ... حالا داره به گريه هات ميخنده ... !