✔ عـلـ[بابا]ــی
به سلامتی همه اس ام اس هایی که هیچوقت به مقصد نرسیدند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
طرف بچشو سوار خر ميكنه بهش ميگه ... بابايي گوش عمو رو بگير تا نيفتي ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
سخت تر از تحمل دلتنگی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تست هوش کودکان زیر هفت سال در آمریکا : بعداز دیدن تصویر 5 ثانیه زمان دارید تا بگویید این اتوبوس به سمت چپ میرود یا راست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ما بدهکاریم ! به کسانی که صمیمانه زما پرسیدند : “معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟” و نگفتیم ... چون که مرداد گور عشق گلخون رنگ دل ما بوده است ... ! ( حسین پناهی )
✔ عـلـ[بابا]ــی
تو ... "کر" ترین معشوق این دنیایی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
هی می نویسم هی پاک می کنم ... این یعنی تو گم شده ای ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
می خواهم چشم هایم را ببندم و صدای باران را حفظ کنم ... تو همیشه بهترین بهانه ای برای غزل،برای باران،برای من ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
به روی گونه تابیدی و رفتی ... مرا با عشق سنجیدی و رفتی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
طرف از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده و میگه پدر سگ خودتی . راننده میگه من که چیزی نگفتم. طرف می گه بعدا که میگی ... ! ( قصاص قبل از جنایت )
✔ عـلـ[بابا]ــی
خداوند به حیوان ها شهوت داد بدون شعور و به انسان هر دو را ... انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حیوان پـسـت تر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
فرشتگان از خدا پرسیدند : خدایا تو که بشر را آنقدر دوست داری چرا غم را آفریده ای ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم ، چون این مخلوق من تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمی افتد ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن