دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خدا کند پلاک را شهردار دست کاری نکند ... خیلی وقت است تو، با ،ۥارمَک و، خاطره و خنده های آبی ... هُری نریخته ای وسط حیاط ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و من چون یک کودک که دلخوش از آمدن اولین روز عید است ... همان گونه به وطن می اندیشم ... و به جنگ هایی که با هم داشتیم ،به آن « دام » هایی که به اسم و رسم عشق ورزی به روی برف « تزویر» از برای هم جا گذاشتیم ... و به آن تهمت هایی که به بهانه های زشت به هم زدیم ... و آن « مین» هایی که بر سر راه هم کاشتیم ... مین عشق و خیانت و گمراهی ... ! (برزان هستیار)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

" آه تنهايي تنهايي ... تنهايي ِ عريان ... بوي آغوش تلخت با من است " ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هفت پست امروزم در این گروه ، شعرهایی بود از یکی از دوستداران قیصر بنام ... ( فرشته پناهی ) !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دروغ / پرده ی افتاده ای بود در دستانتان ... ما اما زنان قبیله ی خود بودیم ... با دهان‌های سوخته ... و روزهایی کافور ... ! (مهتاب کرانشه)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@ی لبخند : ) با آرزوی بهترین‌ها برای شما ... تولدتان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــ !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دوستانمان هیچ وقت باور نمی کنند ... از پشت همین گوشی چه قول های بزرگی که میان دو شهر رد و بدل نمی شدند ... و نمی دانند قرار فقط کنار خیابان گذاشته نمی شود ... گاهی در حاشیه ی درد ، آرام ! ، قرار می گیرم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
tree-tunnel.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

تونل عشق ، راه آهن رویایی بی نظیر در اکراین ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دوست داشتیم هنوز گاو باشیم ... اما زیر پای سربازان افتادیم ... تیکه پاره که شدیم ،پرتمان کردند جلوی عکاسان و شاعران ... ما پوتین های بی مصرفی هستیم جا مانده در میدان جنگ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

امروز هم گذشت وُ نیامدی ... ناشُکر نیستم ... فردا هم روزِ خداست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تمامِ زنده‌گی‌ام را اگر تاخت بزنم با چشم‌هات ... باز هم بدهکار تو اَم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نشسته‌ای توویِ سینه‌اَ‌م ... مثلِ تیرِ چندپَر ... ! نه می‌شود دَرَت آورد نه گذاشت که بمانی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

حالا که رفته‌اَم ... هر روز پشت پنجره می‌ایستی و به « شاید دوباره برگردد! » فکر می‌کنی ... چه فایده ... ! هیچ‌کس حتا به اشتباه دو بار به کوچه‌ی بُن‌بست نمی‌رود ... !