#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#alibaba دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی "... [لینک]
(39686 دفعه)
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی بیاید راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی دعایت می کنم، روزی بفهمی گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا بخوانی خالق خود را اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور ببوسی سجده گاه خالق خود را دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی پیدا شوی در او دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و با او بگویی: بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست دعایت می کنم، روزی نسیمی خوشه اندیشه ات را گرد و خاک غم بروباند کلام گرم محبوبی تو را عاشق کند بر نور دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی با موج های آبی دریا به رقص آیی و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی دعایت می کنم، روزی بفهمی در میان هستی بی انتها باید تو می بودی بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا برایت آرزو دارم که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد دعایت می کنم، عاشق شوی روزی بگیرد آن زبانت دست و پایت گم شود رخساره ات گلگون شود آهسته زیر لب بگویی، آمدم به هنگام سلام گرم محبوبت و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را ندانی کیستی معشوق عاشق؟ عاشق معشوق؟ آری، بگویی هیچ کس دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی ببندی کوله بارت را تو را در لحظه های روشن با او دعایت می کنم ای مهربان همراه تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن
سلام خوش اومدی
ع سلاااااام
✔ سلام برشما ::: -( حنانه عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( رزیتای عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( نگین عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( آزاده عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( زهرای عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( روشای عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( ستاره عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( بارانبهاری عزیز )-
✔ سلام برشما ::: -( بیتای عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( باران عزیز )- ✔ سلام برشما ::: -( ندای عزیز )-
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
✔ ... !/ ... جـــان دانـد و جــــــــــان دانـد کز دوســـــت چه مـی بـــوید ... ـــــــــــــــــــــ (مولانا)
أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
واقعا ؟ بی زحمت اول مداد رنگی های مارو بیارین
نکنه با مداد رنگی های ما درس میخونه؟
✔ ... !/
علي بابا با مداد رنگيامون برامون گل كشيدن
علي بابا يعني شما هنوز اجباريتون نرفتين؟ اضافه خدمت بهتون ميخوره ها من ب ياسي گفتم، گفتم علي بابا رو دزديدن ، من ميدونستم
بله ... یک چیزی در همین مایه ها ... یکعده ریختند اینجا و مرا بزور بردند بابل ... ده ساعت هم توی ترافیک بودیم / روز سهشنبه /
چقدر ترافیک حتما به خاطر تعطیلات بوده علی بابا شما مثل ما تو مه گیر نکردین ؟
گیر کردیم ... اما توی "مهدود" !
اوه اوه دود مه دود گفتین یاد یکی از عوامل شیمیای که یکی از مباحثمون بود افتادم
بی هیچ لذتی با یک دقتی سرفههای ملتهب بیسیماش را به رخ میکشد وُ آخرین برخوردهای انتظامی را به مهدی مهدی مهدی رضا رضا رضا علی علی علی مخابره میکند این روزها وقتی تو نیستی حس آقای حراستی را دارم که دائم به گوش است
خاكستر سيگارم را ازپنجره به بيرون ميريزم ... آی آدم ها ... دنيای شما زير سيگاری من است !!!
ras mige
@✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿ امروز داشت آنه میزاشت شبکه پویا تازه اولشه امروز بابا لنگ درازو دید
حامد
✔ ... !/ ... به من گفتی که جور مـن نـهـان مـیدار از مـردم تـو هـم نـوعـی جفا میکن، کـه بـتـوان داشـت پـنـهانش هاتف اصفهانی
امروز درد هایم را به رودخانه سپردم چه صیدی کرد صیاد از ماهی های دق کرده .....
بلای عشق را جز عاشق شيدا نمیداند به دريا رفته میداند مصيبت های توفان را ابوالحسن ورزی
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن