دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مجموعه شماره اس ام اس های کاربردی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفتند ک عشق حادثه ای از سر درد است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جهان سوم جايي‌ست که ... آدم‌ها اگر دل‌شان بگيرد، مجبورند بروند قبرستان، بيمارستان، تيمارستان يا آسايشگاه سالمندان، تا بفهمند غم‌هاي بزرگ‌تري هم هست، نکند که دل‌شان هواي شادي کند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من از هجوم وحشي ديوار خسته‌ام ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کم کم ... تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يک دست و زنجير کردن يک روح را ... ياد خواهي گرفت ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گلچهره مپرس ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

غمم از وحشت پوسيدن نيست ... غمم از زيستن بي تو دراين لحظه پر دلهره است ... ديگر از من تا خاک شدن راهي نيست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آسمونتم ، می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی ... زمین مال زمین خوارها ، فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مال من . . . !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ... اما تو بخند ... زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با جمله ی رندان جهان هم کیشم / خیام ترانه های پر تشویشم . . . انگار شراب از آسمان می بارد / وقتی که به چشمان تو می اندیشم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر / به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر . . . عشق چنان در دلم افروخته بود / دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مگر می‌رسیدم؟ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نخند به ... نخند ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هزار سخن نگفته چنان راه گلو را بسته که نفس ام به شماره می افتد ... در هوایی که هر لحظه سنگین تر، شهری که خالی تر، و آسمانی که تیره و وهم آلود و زمینی که از عشق و لبخند بی نشانه تر ... !