دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الينا

خدايا من كجا بودم كه تو مرا خواندي ، من نه منم كه تو مرا ماندي . درباره »
الينا
زن - متاهل
امتیاز: 2809

دنبال‌شدگان

(66 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(536 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

الينا
الينا
در میکده

شجاعت ميخواهد وفادار احساسي باشي ك ميداني روزي شكست ميدهد نفسهاي دلت را ....

الينا
الينا
در میکده

زندگي كوزه ابي خنك و رنگين است / آب اين كوزه گهي تلخ ، گهي شور ، و گهي شيرين است/ زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته است / تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است ...

الينا
الينا
در میکده

الهي دلي ده كه در كار تو جان بازيم و جاني ده كه كار ان جهان سازيم .

الينا
الينا
در میکده

الهي داني چه شادم ، به آنكه نه خويشتن بتو افتادم ، تو خواستي من نخواستم ، دولت بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم .

الينا
الينا
در میکده

الهي خود را از همه بتو وابستم ، اگر بداري ترا پرستم و اگر نداري خودپرستم ، نوميد مساز بگير دستم .

الينا
الينا
در میکده

خداوندا از بخت خود چون پرهيزم و از بودني كجا گريزم ؟ و ناچار ه را چه آميزم ؟ و در هامون كجا گريزم ؟

الينا
الينا
در میکده

الهي از دو دعوي به زينهارم و از هر دو به فضل تو فرياد خواهم ، از انكه پندارم بخود چيزي دارم يا پندارم كه بر تو حقي دارم .

الينا
الينا
در میکده

خداوندا از آنجا كه بوديم برخاستيم لكن به آنجا نرسيديم كه خواستيم.

الينا
الينا
در میکده

الهي مران كسي را كه خود خواندي ، ظاهر مكن جرمي را كه خود پوشيدي ، كريما ميان ما و تو داور توئي ، آن كن كه سزاوار آني ، نه آنچنان كه سزاوار ماست .

الينا
الينا
در میکده

يعني انتظار داشتن از بعضيا شرط بستن رو خر توي مسابقه اسب دوانيه ....والا !!

الينا
الينا
در میکده

با بال و پرت نگو كه ماندن ننگ است ، فرياد نزن كه اسمان خوشرنگ است ، برگرد پرنده ، دل به پرواز نبند ...!اينجا دل يك قفس برايت تنگ است !

الينا
الينا
در دوره

گاهي با يك لبخند بايد از كنار همه چيز رد شويم بگذار بگويند نفهميد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا
در دوره

عجب زمانه اي شده ! گذشت هم در گذشت ... بابا اب داد ديگر افسانه شده ...بابا را هم ايزوگام كردند.... و سعدي كجايي ؟....بني ادم ابزار يكديگرند....

الينا
الينا
در دوره

اهل ابادانم ، روزگارم چول است ، تكه ناني داشتم كه گرانش كردن، مادرم اب شده پاي گرماي تنور ، از غم بيكاري ، پدرم غرق شده در كارون ، با همه تفصيلها باز هم ميگوم ، تا ماهي صوبور هست زندگي بايد كرد....

الينا
الينا
در دوره

اي يار بارم ده تا داستان درد خود بتو پردازم ، بر درگاه تو مي زارم و در اميد بيم تو مي نازم ، يك نظر در من نگر تا دو گيتي به اب اندازم .