الينا
شجاعت ميخواهد وفادار احساسي باشي ك ميداني روزي شكست ميدهد نفسهاي دلت را ....
الينا
زندگي كوزه ابي خنك و رنگين است / آب اين كوزه گهي تلخ ، گهي شور ، و گهي شيرين است/ زندگي گرمي دلهاي به هم پيوسته است / تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است ...
الينا
الهي دلي ده كه در كار تو جان بازيم و جاني ده كه كار ان جهان سازيم .
الينا
الهي داني چه شادم ، به آنكه نه خويشتن بتو افتادم ، تو خواستي من نخواستم ، دولت بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم .
الينا
الهي خود را از همه بتو وابستم ، اگر بداري ترا پرستم و اگر نداري خودپرستم ، نوميد مساز بگير دستم .
الينا
خداوندا از بخت خود چون پرهيزم و از بودني كجا گريزم ؟ و ناچار ه را چه آميزم ؟ و در هامون كجا گريزم ؟
الينا
الهي از دو دعوي به زينهارم و از هر دو به فضل تو فرياد خواهم ، از انكه پندارم بخود چيزي دارم يا پندارم كه بر تو حقي دارم .
الينا
خداوندا از آنجا كه بوديم برخاستيم لكن به آنجا نرسيديم كه خواستيم.
الينا
الهي مران كسي را كه خود خواندي ، ظاهر مكن جرمي را كه خود پوشيدي ، كريما ميان ما و تو داور توئي ، آن كن كه سزاوار آني ، نه آنچنان كه سزاوار ماست .
الينا
يعني انتظار داشتن از بعضيا شرط بستن رو خر توي مسابقه اسب دوانيه ....والا !!
الينا
با بال و پرت نگو كه ماندن ننگ است ، فرياد نزن كه اسمان خوشرنگ است ، برگرد پرنده ، دل به پرواز نبند ...!اينجا دل يك قفس برايت تنگ است !
الينا
عجب زمانه اي شده ! گذشت هم در گذشت ... بابا اب داد ديگر افسانه شده ...بابا را هم ايزوگام كردند.... و سعدي كجايي ؟....بني ادم ابزار يكديگرند....
الينا
اي يار بارم ده تا داستان درد خود بتو پردازم ، بر درگاه تو مي زارم و در اميد بيم تو مي نازم ، يك نظر در من نگر تا دو گيتي به اب اندازم .