الينا
روي مجنون بود در ليلي ولي زد بحر عشق / عاقبت موجي ،كه گم شد ليلي و مجنون در او
الينا
مقام عشق بنازم كه نيش بر رگ ليلي / زنند و از رگ مجنون خسته خون بدر آيد
الينا
بسا روز جواني را به غفلت ها تبه كردم / منم اكنون و شام پيري و صبح پشيماني
الينا
هر سر موي تو را جلوه ناز دگريست / نگهي سوي خود انداز كه ديدن داري
الينا
مي روي و گريه مي آيد مرا /ساعتي بنشين كه باران بگذرد
الينا
طه و آرام....زندگي مجردي يا متاهلي ؟
الينا
الهي بهشت بي ديدار تو زندان است و زنداني به زندان بردن نه كار كريمان است.
الينا
الهي داني چه شادم ، به انكه نه خويشتن بتو افتادم ،تو خواستي من نخواستم ،دولت بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم.
الينا
الهي پايي ده كه با آن كوي مهر تو پوئيم و زباني ده كه با آن شكر آلاي تو گوئيم.
الينا
الهي اگر مستم و اگر ديوانه ام ،از مقيمان اين آستانه ام آشنايي با خود ده كه از كائنات بيگانه ام.
الينا
الهي همه آتشها در محبت تو سرد است و همه نعمتها بي لطف تو درد است.
الينا
الهي بر هر كه داغ محبت خود نهادي ،خرمن وجودش را به باد نيستي در دادي.
الينا
خداوندا چند خواني و راني ، بگداختم در آرزوي روزي كه در آن روز تو ماني ،تا كي افكني و برگيري ،اين چه وعده است بدين درازي و بدين ديري؟
الينا
الهي از سه چيز كه دارم در يكي نگاه كن :اول بيخودي كه جز تو را از دل نخاست ،دوم تصديقي كه هر چه گفتي گفتم راست سوم چون با ذكرم خاست دل و جان جز تو را نخواست .
الينا
سرسبزي گلشن بود از همت اشكم / يك برگ چمن نيست كه شرمنده من نيست