الينا
دلا عاشق شو و قطع نظر از هر دو عالم كن / وطن در كنج محنت گير و خاك در گوشه غم كن
الينا
سختي تنهايي رو وقتي فهميدم كه شنيدم مترسك به كلاغ مي گفت : هر چقدر ميخواي نوكم بزن اما تنهام نزار.
الينا
دلگير نشو از آدمها ، نيش زدن طبيعت آدمهاست اينجا سالهاست به هواي باران مي گويند خراب.
الينا
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام
الينا
مبند اي ساربان از كوي جانان محمل ما را / مگر روزي كه با ما همسفر بيني دل ما را
الينا
يا مرگ يا وصال كه فرهاد كوهكن / در عاشقي جز اين دو خيال دگر نداشت
الينا
رفتي و روز مرا تيره تر از شب كردي / بي تو در ظلمتم اي ديده نوراني من
الينا
دوشينه شكستيم به يك توبه دو صد جام /امروز يه يك جام دو صد توبه شكستيم
الينا
من براي متنفر بودن از كساني كه از من متنفرند وقتي ندارم ، زيرا درگير دوست داشتن كساني هستم كه مرا دوست دارند.
الينا
هيچ انتظاري از كسي ندارم و اين نشان دهنده قدرت من نيست خستگي از اعتمادهاي شكسته است.
الينا
دل برايش هديه بردم سنگدل خنديد و گفت / دور اندازند مستان ساغر بشكسته را
الينا
مثل غريبانم نميدانم چرا ؟ روز و شب سر در گريبانم نميدانم چرا ؟هر كه را از روي دل جانم فدايش مي كنم ،مثل عقرب مي زند نيشم نميدانم چرا ؟
الينا
دلم گرم خداونديست كه با دستان من گندم براي ياكريم خانه مي ريزد ، چه بخشنده خداي عاشقي دارم كه مي خواند مرا با آنكه مي داند گنهكارم ،دلم گرم است مي دانم بدون لطف او تنهاي تنهايم.
الينا
دنبال آن مسافر از ضعف و ناتواني / برخيزم و نشينم چون گرد تا به منزل