amin
به یک اشاره میافتد درخت فرسوده...
amin
این همه ظلم میکنی، دیده و هم شنیدهام ...دیده اگر خطا کند، دل که خطا نمیکند..
amin
رستم! از راه سمنگان بازگرد... رخش مییابی، پسر گم میکنی ..
amin
اصلاً قبول حرف شما، من روانیام ...
amin
لحظهی بغض نشد حفظ کنم چشمم را/ در دل ابر، نگهداریِ باران سخت است ...
amin
شیر دوراندیش با آهو مدارا میکند
amin
معصیت آن قدرها بد نیست گاهی لازم است..
amin
مایهی رنج تو باشم رفع زحمت میکنم..
amin
آخـــر ِ قـــصـــه ي فــــرهـــــاد شـنيدن دارد...
منم که تا تو نخوابی نمیبرد خوابم
14 سال و 10 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 22 دقيقه قبلتو درد عشق ندانی، بخواب آسوده
ز ریشه کندن این دل تبر نمیخواهد
به یک اشاره میافتد درخت فرسوده