amin
زهر سو گشته ام هفتاد فرسخ در بیابان ها........ نشانی از تو پیدا نیست بر برف زمستان ها......... هوای شهر را پس می زند بغض نفس هایم......... که از عطر تو خالی مانده تقدیر خیابان ها
amin
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .
amin
مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .
amin
وفا نکردی و کردم جفا ندیدی و دیدم به سر نبردی و بردم بریدی و نبریدم
amin
یادم باشد یادت از یادم نرود
amin
تلخ منم همچون چای سرد ..........که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی.
amin
فرهادوار ازپس دردهای درون برون آی..... تیشه ات رابنشان برسینه ام!!! .....بیستون بی ستون منم...
amin
باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست.....
amin
اگه پاهات درد می کنه اگه خیلی خسته میشی واسه اینه که روزی هزار بار تو خاطرم میری و میای
amin
سکوت ، همیشه نشانه رضایت نیست! شاید کسی دارد خفـــــه می شـــود پـشت ِ یـک بـغـض . . .
amin
اگه یه روز چشاتو باز کردی و خودتو توی یه کوره دیدی ، سعی کن پخته بیرون بیایی وگرنه سوختنو همه بلدن . .
amin
قشنگترین لحطات را کسی به تو می دهدکه بتواند غمگینترین لحظات را از تو بگیرد . . .
amin
تمامی مزرعه کافر صدایش میزدند گل آفتابگردان کوچکی را که عاشق باران شده بود . . .
amin
نذر کرده ام قربانی اغوش تو شوم وقتی اغوشمان یکیست.. بگذار كه گم شوم تا كه شايد در آغوش تو ، خود را بيابم ...
amin
روح ِ باغ سبز نیست. می شِنوی! سکوت زیر پایت نجوا میکند. راز نیست که ندانی...... کلام ساده ایست " تشنه گی ".