amin
ای که شب سرزده می آیی و شوری داری/ بر نه پیدای دل تنگ عبوری داری/ روی این ناشده درویش مینداز زمین/ تو که با سوختگان خوی صبوری داری
amin
به باز آمدنت چنان دلخوشم/ که طفلی به صبح عید ، پرستویی به ظهر بهار/ و من به دیدن تو /چنان در آینه ات مشغولم /که جهان از کنارم می گذرد/ بی آنکه سر برگردانم/ در فصلهای خونین هم/ می توان عاشق بود
amin
ما زندگي رو بوسيديم گذاشتيم كنار ، حالا هي ميره هي مياد ميگه يه بوس ميدي؟
amin
اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم آمد.
amin
نیستی تا ببینی که چگونه نم نم میمیرم و تو کم کم یادت میرود که منی هم بودم
amin
آرزو کردم تا هرچه میخواهی بگیری و تو .................. دیگر تنهایم
amin
گفتی به مادیات علاقه مندی................... دلم را شکستی تا بهادارش کنی؟
amin
گفتی باید از همه دور شوی تا به رویاهات برسی................. نمیدانستم منم هم عضوی از همه ام
amin
یه سوال ........ چرا اکثر جوونای ایران حداقل یه بار شکست عشقی خوردن؟
amin
چقدر تلخه که بعد از یک عمر عشق ورزیدن به عشقت بیادو ازت عذر بخواد و بگه دیگه تموم شد
amin
خیلی نامردیه .....(دیدگاه)