amin
دیگه زندگیم داره ته میکشه.................... از دلم پیاده شو آخرشه
amin
بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی/ زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی /صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها /سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی
amin
آدمي كه منتظر است هيچ نشانه اي ندارد فقط با هر صدايي برميگردد ...
amin
بيا قدم بزنيم من با تو تو با هركه دلَت خواست! فقط بيا قدم بزنيم ...
amin
از ميان تمام جريان ها تنها، رودخانه را دوست دارم.
amin
قول و قرارهایمان جایش امن است..... زیرپاهای تو
amin
امیدوارم کسی مثل من نباشه که نتونه حقشو از عشقش بگیره و همیشه حسرت داشتنشو داشته باشه
amin
امشب دلم گرفته بود اومدم اینجا شوخی کنم بخندیم........دیدم همه مثل منید
amin
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت مارا ....ولی من باز پنهانی توراهم آرزو کزدم
amin
وقتی به خانه برگشتی/ لبخندت را کنار گلدان /پشت پنجره بگذار،/ خورشيد دلتنگ نگاه توست/ در اين روزهای بارانی
amin
به من میگفت : آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم.