amin
چقدر سخته که به چشمای عشقت نگاه کنی و ببینی منتظر یکی دیگه اند
amin
پیش از آنکه با خبر شوی..... لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...... آی... ناگهان........ چقدر زود دیر می شود!
amin
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری...... شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری .......لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن ..........خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
amin
اصلاً نه تو ،..... نه من!..... تقصیر هیچ کس نیست..... از خوبی تو بود که من بد شدم!
amin
آيتي از خداست معصومه .............لطف بي انتهاست، معصومه.......... جلوهاي از جمال قرآني ..........چهرهاي حق نماست، معصومه .........عطر باغ محمدي دارد.......... زاده مصطفي است، معصومه
amin
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .
amin
تهدیدیم کردی به تنهایی .....................میدانم از تو بر می آید
amin
میراث رفتنت منم و این کوچه های مکرّر در پرسه های بی نشان....... من به دنبال کسی می گردم ......کاش ! دستم را رها نمی کردی !
amin
اي لنگر تسكين! اي تكان هاي دل! اي آرامش ساحل! با توام...
amin
زندگي مثل هنر نقاشي است با مداد مشكي ؛ ولي بدون پاك كن....
amin
روی شانه های گرم خدا بودیم افتادیم . . . و این پایین زمین آغوش سردی داشت !
amin
از تو که حرف می زنم ، همه فعلهایم ماضی اند .. حتی ماضی ِ بعید .. ماضی ِ خیلی خیلی بعید! ..کمی نزدیکتر بنشین ،، دلم برای یک حال ساده تنگ شده است