amin
نذر کرده ام قربانی اغوش تو شوم وقتی اغوشمان یکیست.. بگذار كه گم شوم تا كه شايد در آغوش تو ، خود را بيابم ...
amin
روح ِ باغ سبز نیست. می شِنوی! سکوت زیر پایت نجوا میکند. راز نیست که ندانی...... کلام ساده ایست " تشنه گی ".
amin
به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را....... که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را........... بخوان! با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم ..........فضا را عطراگین کن به هم نگذار لبها را
amin
گاه دلت میخواهد شناسنامه ات را در آتش بی اندازی و در جایی دور دست "هیچ کس" باشی برای همه و "همه کس" باشی برای یکی!
amin
و چه تلخ است که در سخت ترین شرایط هم، زندگی ا د ا مه د ا ر د . . . . . . .
amin
بیشترین دروغی که در این دنیا گفتم این کلمه است: «خوبم»..
amin
زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان ...
amin
ادم با گذشتی بود !____ از من هم گذشت . . .
amin
بی نقاب باش، گاهی فقط شبیه خودت .... همیــن!
amin
هنگامی که : کسی : آگاهانه تو را نمی فهمد ، ، ،خودت را برای/ توجیه / خسته نکن . . .
amin
مقصر معلم دستور زبان فارسی بود ؛ که نگفت، من با هر تو یی ما نمی شود....
amin
این روزها ! عیار انسانها هم با سکه بالا و پایین میشود ... ای کاش ! آن روزها هرگز این روزها ! نمیشد ...
amin
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست: بودن یا نبودن؛ دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند. و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی و نگاه
amin
قاب عکسی ساختم برای سنگ قبرم از سنگهای بی نشان بیزارم و نشانه ای شاید قرارمان یادت باشد سالها بعد کنار همین قاب عکس که روی آن حک شده... چیزی نگو من لال ترین ثبت زندگی ام