amin
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ..........ولى دل به پائیز نسپرده ایم........ چو گلدان خالى لب پنجره......... پر از خاطرات ترک خورده ایم
amin
پیش از آنکه با خبر شوی..... لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...... آی... ناگهان........ چقدر زود دیر می شود!
amin
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری...... شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری .......لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن ..........خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
amin
ای غم ، تو که هستی؟ از کجا می آیی؟....... هر دم به هوای دل ما می آیی.............. باز آی و قدم به روی چشمم بگذار............. چون اشک به چشمم آشنا می آیی!
amin
اصلاً نه تو ،..... نه من!..... تقصیر هیچ کس نیست..... از خوبی تو بود که من بد شدم!
amin
روح سحری ناز دمیدن داری......... مثل غزلی تازه شنیدن داری........ ای حسرت روزهای "من بودم و تو" ..........آنقدر ندیدمت که دیدن داری(اللهم عجل لولیک الفرج)
amin
زهر سو گشته ام هفتاد فرسخ در بیابان ها........ نشانی از تو پیدا نیست بر برف زمستان ها......... هوای شهر را پس می زند بغض نفس هایم......... که از عطر تو خالی مانده تقدیر خیابان ها
amin
آيتي از خداست معصومه .............لطف بي انتهاست، معصومه.......... جلوهاي از جمال قرآني ..........چهرهاي حق نماست، معصومه .........عطر باغ محمدي دارد.......... زاده مصطفي است، معصومه
amin
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
amin
به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .