آرزو
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد ، اما تو که دستت به زمین می رسد ، بلندم کن ........
آرزو
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیگر ... روزی که رفتی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش برد ! مرده ها درد نمیکشند ... ! حرف آخرم این است ... برنگرد دیگر !! زنده ام نکن ... !
آرزو
روی برهوت خیال می دوم شاید این دیگر، تو باشی دریغ، باز هم،سراب خیال انگیزی، چشمانم را، فریفت... و باز تکرار همیشگی خارها را، می کنم!
آرزو
یلدا ... دخترسیه موی بلند بالا ... یادگار نام وطن ... میوه ی پائیز ایران ... و عروس ایران ... در راه است ... ... او را بر سفره ی مهر بنشانیم ... و با نسل فردا پیوند زنیم ... ایرانی بودن را فراموش نکنیم ... یلدا پیشاپیش مبارک
آرزو
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت پیشاپیش یلداتون مبارک.
آرزو
بـآلـشـے اَز پـَر خـیـآلـتـ زیـر سَـرم گـذآشتـے حـآلـآ دیـگـَر تـَمـآمـِ شَبـ هـآ رآ در آغـوشَـتـ بــ ه صـبـح مـی رسـآنـَمـ !
آرزو
انتـظار بارانــے را مے کـشم که پلـکـ بـر هـم بگـذارم باریـده استــ ـ ... بـه تمـاشای بـاران ستـاره هـا بـے چـتـر بیــا...
آرزو
انتـظار بارانــے را مے کـشم که پلـکـ بـر هـم بگـذارم باریـده استــ ـ ... بـه تمـاشای بـاران ستـاره هـا بـے چـتـر بیــا...
آرزو
تن می دهم به علامت سوال بزرگی که در دهانم گیر کرده است. پس روزهایمان همین قدر بود؟ و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم..
آرزو
چه بی پروا روی سیم های لخت فشار قوی عشق بازی می کنند گنجشک ها
آرزو
بگو که رؤیاهایت میان مرگ و من پرسه نمیزند تنات را چند بار خلاصه کردهای میان تن آب و طناب؟ چند بار مرد شدهای به مرگ فکر کردهای چند بار به من به پیراهنام که نباشد دروغ بگو قهرمان مگر یک مرد چقدر میتواند راست بگوید؟
آرزو
محبوب من ! دوستت دارم در احساسی که چون مروارید در صدف تنهائیم پنهان است و در اقیانوس قلب من گم گشته است و هیچ صیّادی توان غوطه در آن را نخواهد داشت !
آرزو
شاید عدالت در ظرف کوچکت جا می شد اگر جهان سیاه و سفید نمی شناخت...
آرزو
جزیره ای هستم در آب های شیدایی از همه سو به تو محدود می شوم
آرزو
در روزگار هر که ندزدید مفت باخت من نیز می ربایم اما چه...؟ - بوســـه ، بوسه از آن لب ربودنی است...