آرزو
سلام ! نگران نباش ، حال من خوب است فقط نمی دانم چرا امسال پرنده های مهاجر بر آسمان این حوالی طلوع نمی کنند می دانی ؟ گاهی دلم برای حرف های ناگفته می سوزد حرف هایی که بی هیچ تقلایی دست خنک این نسیم می چیندشان حرف هایی به رنگ سرخ ، زرد و قهوه ای حرف هایی به رنگ پاییز بیا حرف هایمان را به انزوا نکشانیم...
آرزو
اینجایی نشسته بر زورق خیال من بر بستر زلال برکه ی احساس و با پوست لطیف و نازک خویش پرنیان موجهای مهربان آب را متبرک می کنی اینجایی درست در میان موجهای قلب من...
آرزو
آغوشت را باز کن ... بگذار پرنده ها به سرزمین شان برگردند و باد در مسیر تازه ای بپیچد دریا جزر و مد را فراموش می کند و به سمت تو شناور می شود و ستاره ها ... با حرکت سر انگشتان تو در آسمان پخش می شوند آغوش باز کن ... شاید این پرنده مهاجر بر بلندای شانه ات به آشیانه ای تازه می اندیشد ......
آرزو
باز زمین و زمان بوی یاس گرفته باز حال و هوامان عوض شده باز یه ولوله قشنگ افتاده توی کوچه های شهرمان و باز فرشته ها زمین مان را گلباران می کنند امشب چشم به آسمان میدوزیم من و تو -و منتظر می مانیم عشق را زمزمه می کنیم عشق را عشق را عشق را
آرزو
طرح چشمانت زمین محبت بود و من قانون جاذبه ات را روزی که سیب سرخ دلم افتاد،فهمیدم
آرزو
می بندم این چشمان خیسم را این صحنه ها در حد دیدن نیست باید به دریا زد در این طوفان ! راهی به غیر از دل بریدن نیست.....
آرزو
آدمی چقدر ضعیف است چقدر ضعیف؟ نه تاب سرما دارد نه تحمل گرما و زندگی اش به تلنگری بند است و باز می پندارد که قادر است آخر دنیا را پیش بینی کند
آرزو
معلم نیستم تا عشق را نشانت دهم ماهی به یاد گرفتن نیاز ندارد تا شنا کند گنجشک تا بپرد تنها شنـــــــا کن بپـــــــر عشق در کتاب نیست عاشقان بزرگ خواندن بلد نیودند
آرزو
معلم نیستم تا عشق را نشانت دهم ماهی به یاد گرفتن نیاز ندارد تا شنا کند گنجشک تا بپرد تنها شنـــــــا کن بپـــــــر عشق در کتاب نیست عاشقان بزرگ خواندن بلد نیودند
آرزو
بیا ای دل کمی وارونه گردیم برای هم بیا دیوونه گردیم شب یلدا شده نزدیک ای دوست برای هم بیا هندونه گردیم
آرزو
به دوست پسرم میگم واسه ساعت ۵ یه جوری از کلاس فرار کن باهم بزنیم بیرون میگه تنها از کلاس فرار کنم؟ میگم پَ نه پَ وایسا نقشه دانشگاهتو رو تنم خالکوبی کنم بعد میام باهم فرار کنیم
آرزو
رفتم جلو کولر وایسادم،دوستم بهم میگه گرمته؟ پَ نه پَ فکر کردم مرلین مونرو ام ... دارم دامانمو باد میدم!
خیلی ناز بود ... ممنونتم آرزو جان ..
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبلمن از شما ممنونم که برام دیدگاه میزارین و مطالبم و لایک میکنین
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبلکمترین کاری هست که میتنونم انجام بدم برای جبران محبت هات خانم ..
14 سال و 9 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 6 دقيقه قبل