دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرزو
زن - مجرد
امتیاز: 1909.85

دنبال‌شدگان

(369 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(267 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آرزو
آرزو

مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند، در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند...!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@آرزو گلم .... همیشه یکرنگ بمان ، حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرزو
آرزو

حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست. خداوند در هر حضور جادویی نهفته برای کمال ما خوش آنکه دریابیم جادوی این حضور را....

آرزو
آرزو

دلتنگ که باشی.....از لک لک ها یک دنده تر می شوی برای کــــــــــوچ..

آرزو
آرزو

دیگر نیـَــــــم در "بیشه سرخ" یا "سنگرِ سبز" دیگر سیاهم من ، سیـــــاهم دیگر سپیدم من، سپیـــــــدم وز هر چه بود و هست و خواهد بود، دیـــــــگر بیزارم و بیزار و بیــــــــزار ، نومیدم و نومید و نومیــــــد ... هر چند می خوانند " امید"م !

آرزو
آرزو

ساعت! دقیقه! ثانیه ای ، جز،یاد ِتو جز،نام ِتو در، دل ِ زمانم ،نیست! کو؟ کی؟ ، تو.!؟ باور،کــُند،! ***** عکس در قاب و من در قاب دلت

آرزو
آرزو

عاشق كه شدم دنیا یه بادكنك بزرگ قرمز شد و هوا رفت انقدر بالا و بالاتر رفت كه به خورشید چسبید و تركید حالا مواظبم دفعه بعد كه عاشق شدم یه نخ به سر دنیا ببندم كه خیلی بالا نره... آخه ، می ترسم این بار هم ، یا گمش كنم یا بتركه!

آرزو
آرزو

هیــــــــس ! ... ســـــــــاکت ....! آهستــــه بروید ...! آهستــــه بیایید....! اینجا وجــــــــــدان ها همه خـــــــــوابند ... !!

آرزو
آرزو

من عاشق اون دیالوگ پدر ژپتوام که به پینکیو میگه ؟پینکیو ...چوبی بمان آدما سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرزو
آرزو

بچه که بودیم درد و دل به یک ناله میگفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد و دل به صد زبان می گوییم هیچ کس نمی فهمد...!

آرزو
آرزو

سلامتی اونی که خنده های بی وقفش حجابی به روی قلب آکنده از غمشه . . .

آرزو
آرزو

این سماور جوش است پس چرا می‌گفتی دیگر این خاموش است؟ باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دَم کن بعد بگذار که آرام آرام چایِ تو دم بکشد شعله‌اش را کم کن دست‌هایت سینی نقره‌ی نور اشک‌هایم استكان‌های بلور کاش استکان‌هایم را توی سینی خودت می‌چیدی کاشکی اشک مرا می‌دیدی خنده‌هایت قند است چای هم آماده است چای با طعم خدا بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا پاشو مهمان عزیز توی فنجانِ دلم چایی داغ بریز

آرزو
آرزو

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم ، کُشتم من بهار عشق را دیدم ، ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من زِمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم ... ... تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت

آرزو
آرزو

به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

آرزو
آرزو

اشتباه داریم تا اشتباه اگریک آرایش گر اشتباه کند، مدل جدید موست. اگر یک راننده اشتباه کند، مسیر جدید است. اگر یک مهندس اشتباه کند، سبک نو است. اگروالدین اشتباه کنند، نسل جدید است. اگر سیاست مدار اشتباه کند، قانون جدید است. اگر دانش مند اشتباه کند، اختراع جدید است. اگر خیاط اشتباه کند، طرح نو است. اگر آموزگاراشتباه کند، فرضیه ی تازه است. اگر رئیس اشتباه کند، دیدگاه جدید است. اما... اگر یک مرئوس اشتباه کند، صرفا یک اشتباه است.