آرزو
آدم های معمولی , غم شان را تقسیم می کنند و نانشان را نه ! آدم های خوب , هم غم هایشان و هم نان شان را با دیگران تقسیم می کنند . آدم های بزرگ , نان شان را تقسیم می کنند و غم هایشان را برای خود نگه می دارند
آرزو
گـل یا پــوچ؟ دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن بگذار فقط تصــــــور کنم .. که در دستانتــــ برایـــم کمی عشق پنهـــان است ..
آرزو
امشب چه دلتنگم ، چه غم آلود ، چه افسرده اینک بیشترین سنگینی را در خود احساس می کنم در اتاق تاریک و غم گرفته ام نشسته ام نمی دانم با این همه تنهایی چه کنم با این همه غصه و غم و یک اتاق خالی یک دنیا بغض یک کوه غم نمی دانم به آینده بیاندیشم یا به گذشته هایم فکر کنم دیگر توان فکر کردن را هم از دست داده ام نمی دانم به کجا پناه برم منم ویک اتاق تاریک و دنیایی از رازهای سر بسته کاش غرورم اجازه گریستن را میداد تا با اشکهایم جویباری روان سازم و اتاق مرده ام را با اشکهایم جان دوباره ببخشم
آرزو
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیگر ... روزی که رفتی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش برد ! مرده ها درد نمیکشند ... ! حرف آخرم این است ... برنگرد دیگر !! زنده ام نکن ... !
آرزو
اشک هایم را خواهد شست وجود خسته باران چشمانم را خواهد بست دستان پر زمهر باد عطر تو را خواهد آورد اندام ظریف نسیم و من مدهوش تر از همیشه می بویم وجودت را و ای کاش نمی دیدم چشمان خسته ات را در وجود خسته باران
آرزو
آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن وقتی بزرگتر میشن / پول دارن اما وقت ندارن وقتی هم که پیر میشن / پول دارن وقت هم دارن اما /مادر ندارن! به سلامتی همه مادرای دنیا
آرزو
کــــــاش توی زندگی هم... مثل فوتبال ، وقتی زمین می خوردیُ از درد به خودت می پیچیدی.... داور میومد از آدم می پرسید ........ میتونی ادامه بدی؟؟؟
آرزو
تناقض عجیبی است بین دروغھای وقتِ عشقبازی و راستگویی محض بعد از آن, فقط وقتی در اغوشت بودم از تو مردانگی دیدم بقیه وقت ها من از تو مَرد تر.....بودم.!!!
آرزو
این شب پره بی تاب مأیوسم میکند بسکه گستاخانه خودش را به شیشه اتاق می کوبد بدنبال راهی بسوی نور شاید هم به یاد تقلای خودم می افتم در گذشته ای نه چندان دور گستاخی نصیب دیوانگان است
آرزو
یه جایی باید دست آدما را بکشی نگه شون داری .. صورتشون رو میون دستات محکم بگیری... بگی : ببین من دوستت دارم .. نرو ..
آرزو
یکی از زیباترین اشعارم رو تقدیم می کنم به همه دوستان عزیزم.امیدوارم که خوشتون بیاد و البته اینکه نظر یادتون نره! رهسپار جاده های دور آسمان ابری ، بی نور، بی ،خورشید آب های چرک نا شفاف بادهای وحشی مغرور، آری! رهسپار این دیار آلود نامش،ناشنیده،در گوش من یا دوست،گشتی. در کدامین می گساری قاپ زرد گوسفندت ،نحس چرخید، کین چنین جنت به برزخ باختی؟!!! *قاصدک:احمد جانجان*
آرزو
حرف لق لق زبان است و نگاه زاییده دل! من به نگاهی محتاجم از سر احساس! نه حرفی از سر تنهایی!
آرزو
شعر های دیروزم، دست در دست خاطراتم بود اما، شعرهای امروزم میان حال می زیند! دست به لحظه اکنون داده اند!!!
آرزو
آری گم می شوم ،میان هزار توی سحر چشمانت! بگو ببینم: راه بی برگشت ،کجاست؟!
آرزو
جییییییییییییییییر... صدای ناخن سرنوشت بود، روی دیوار زندگی ام! اما، من، خوشبختم!!! ناگهان.... بینی ام بلند می شود!