آرزو
پیلــهی تنهــایــیام شکفتــه نشــد هیــچوقــت . . . امــا چــه بــاک! ابــریشــم پیــراهنــت شــدهام حــالا!
آرزو
پیلــهی تنهــایــیام شکفتــه نشــد هیــچوقــت . . . امــا چــه بــاک! ابــریشــم پیــراهنــت شــدهام حــالا!
آرزو
کاش باران به کویر دلمان ببارد تا از رنگین کمانش پلی بسازیم برای تجدید دیدار...
آرزو
نمیخواهم جای دستهای آلوده ای که هر روز هزاران تن را به آغوش میکشد روی تنم خاطره شود.... لیاقت میخواهد (( ما )) شدن لیاقت میخواهد ((شریک)) شدن تو خوش باش به همین با هم بودنهای امروزت من خوشم به خلوت تنهاییم تو بخند به امروزت من میخندم به فرداهایت!!!!
آرزو
کـــاش اورژانـس "بــغـــــــل" داشــتـیـم! زنـگــ مـی زدیم اونی که میخواستیم میومد، خـودمــون رو مـینـداخـتـیـم تـوی بـغـــلـش .
آرزو
بی کسـی هایم... هوای آغوشی را دارد که بی منت به آتـش بکشد تمام نبودن هایت را.....
آرزو
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی است اما هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر ...
آرزو
چقدر این دوست داشتن هاے بیدلیل خوب است مثل همین باران بے سوال کہ هے میبارد .... کہ هے اتفاقا آرام و شمرده شمرده مےبارد....
آرزو
جلبك سایہ نشین سنگ ، بہ ماهے لغزان دریاها مے اندیشد . ماهے بہ پرنده ے هفت آسمان بلند . پرنده بہ آهو و آهو بہ آدمے ..! و آدمے بہ چہ مے اندیشد؟؟ و آدمے "عشق" را آفرید تا جُلبك و ماهے و پرنده و آهو آسوده زندگے كنند .
آرزو
بودے ! سبز بود ! زنده بودم ... رفتے ! خشک شد ! و حالا میمیرم هر روز غروب ، پاے همان درخت همیشگے ...
آرزو
♥ آے رهگذر .... وقتیکہ عمیقــ نگاه میکنے فکرنمیکنے تمامــ وجودمــ را با نگاهتــ بہ یغما میبرے ؟ کمے آرامــ تر نگاهــ کنــ ، تا توانــ راهــ رفتنــ داشتہ باشمــ ♥
آرزو
آدمایی که پشت سرت حرف میزنن، یا آرزوشونه جات باشن و نمیتونن، یا آرزوشونه باهات باشن و نمیتونن !!!
آرزو
آدمایی که پشت سرت حرف میزنن، یا آرزوشونه جات باشن و نمیتونن، یا آرزوشونه باهات باشن و نمیتونن !!!
آرزو
تو را بلندتر از فاصله ها گریستم شک نکنی جز تو کسی بهانه من نبود قرارمان باران زیر طاق قوس وقزح مرا زود می یابی من از بام رنگین کمان صدایت می زنم و تو از آسمان برایم دست تکان می دهی ابرکم! زود بیا دلم ....بوی باران می دهد
آرزو
بــــــه پاییز مــیمـــانـــــی.... آدم نــــــمیدانـــد چـــه بپوشـد....... وقتـــ دیـــدنتـــــــــ ...