آرزو
یه شبایی دوست داری خدا نزدیک تر بشه بهت ... دوست داری اصلا خدا بیاد رو تختت ... موهاتو نوازش کنه ... در گوشت بگه درد های دلت رو بریز بیرون ... نزار تو دلت بمونه ... میشنوم ... شاید خوده " خدا " نیاد ... ولی یه موقع ها یه خدای دیگه میاد .. یه فرستاده ... اسمش رو گذاشتن " دوست " ... تقدیم به همه ی دوستان خوبم
آرزو
دلـم به هــوای سـرگـرمـی کـودکـی... بـاز گـریـسـت ... بگـذار دل بـزرگ شود ... تـا بـداند هـرچـه خـواسـت هـمـیـشـه نـیـسـت!!!
آرزو
ه شبایی دوست داری خدا نزدیک تر بشه بهت ... دوست داری اصلا خدا بیاد رو تختت ... موهاتو نوازش کنه ... در گوشت بگه درد های دلت رو بریز بیرون ... نزار تو دلت بمونه ... میشنوم ... شاید خوده " خدا " نیاد ... ولی یه موقع ها یه خدای دیگه میاد .. یه فرستاده ... اسمش رو گذاشتن " دوست " ... تقدیم به همه ی دوستان خوبم
آرزو
فیزیک بعدترها ثابت میکند... در روزهای بارانی ؛ جای خالی آدم ها بزرگتر می شود . . .
آرزو
به شــــــبی بــــــند است عشق و هرزگی.......!!! نمی دانم...از فــــــــردا... مرا عــــــــاشق ...مـــــــیخوانی...!... یـــــــا....فاحـــــشه !!!!
آرزو
قابل توجه بعضی ها... بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها نتیجه رودربایستی ای هستند که «دوستت دارم» ها ایجاد می کنند ، جدی نگیرید !
آرزو
با مردها نمی شود درد و دل کرد ، احساسات مردها در قلبشان نیست. حتی وقتی احساساتی میشوند دستت را به گرمی نمی فشارند نگاه تنهایت را به گرمی همراهی نمیکنند، بلد نیستند هم دردی کنند بلد نیستند عشق بورزند مردها فقط بلدند عشقبازی کنند! حتی در اوج بدبختی و تمام حسهای بد تو ، و دردناک تر این است که خیال میکنند این تو را آرام میکند!
آرزو
با مردها نمی شود درد و دل کرد ، احساسات مردها در قلبشان نیست. حتی وقتی احساساتی میشوند دستت را به گرمی نمی فشارند نگاه تنهایت را به گرمی همراهی نمیکنند، بلد نیستند هم دردی کنند بلد نیستند عشق بورزند مردها فقط بلدند عشقبازی کنند! حتی در اوج بدبختی و تمام حسهای بد تو ، و دردناک تر این است که خیال میکنند این تو را آرام میکند!
آرزو
چقدر بده که تو... میتونی خودتو خر کنی... داغون کنی... بدبخت کنی... اما نمیتونی خودتو بغل کنی... آروم کنی... از تنهایی در بیاری!
آرزو
هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم! من دیگر کشش خدا حافظی ندارم مراببخش که جواب سلامت را نمی دهم ....
آرزو
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی ! و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای ، به قدر یک ذره ، یک نقطه ، یک ثانیه حتی ! درست از همانجاست که توقع آغاز می شود و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم ....
آرزو
به چشمانم گفته ام نبیند . به گوشهایم گفته ام نشنود . خاطراتم را نیز کشته ام ... بــارالــهــا!!! دلـــم را چـه کـنـم !
آرزو
درد ِ دل کـه می کنــی ... ضعـف هـایـت، دردهـایــت را ...... می گـذاری تـوی ِ سیـنی و تعـارف می کـنی... کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه .... روحـت!!!!
آرزو
و لعنت به فاصله ها...!!! همان زبان نفهم های احمق که که معنی دلتنگی را نمیفهمند...!!!