دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرزو
زن - مجرد
امتیاز: 1909.85

دنبال‌شدگان

(369 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(267 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آرزو
آرزو

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم میگم وای که چقدر سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم می دونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

آرزو
آرزو

اگر عشقتون رو با یه نفر دیگه تو خیابون ببینین : 1.میرید و میزنید تو گوشش 2.یه نگاه تاسف بار بهش میکنید 3.میگین لیاقتت همینه 4.میگین حیف جوونیم ... ... 5.میگین می بخشمت اما ترکم نکن 6..میرید جلو و میگین اگر واست مهمم برام توضیح بده 7.سکوت میکنید 8.خودکشی 9.بی تفاوت رد میشین 10.سیگار می کشین 11.میرید و طرفو میزنین

آرزو
آرزو

برهنه خواهیم مرد درون چشمان خیس یکدیگر وغبار اسممان را به خاک خواهیم سپرد درپایان شناسنامه های هم....@

آرزو
آرزو

این آغاز، این زایش،‌ برایت سخت دردناك است وداع با دوران كودكی دردناك است، ‌كامل شدن دردناك است، اما گریزی نیست و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود اما آبدیده می شوی و می آموزی كه از جاده های ناشناس نهراسی از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی

آرزو
آرزو

گیرم که هر 6 ماه یکبار با زمان بازی کنند... یک ساعت جلو یک ساعت عقب!! یکی به ما بگوید با ساعت های دلتنگی مان چه کنیم ؟؟

آرزو
آرزو

لعنت به اونایی که نه لیاقت موندن دارن نه جسارت رفتن هی میرن و برمیگردن و گند میزنن به زندگی آدم ...

آرزو
آرزو

مرد ... این موجود بیچاره ... ! وقتی به دنیا میاد همه حال مامانشو می پرسن ... ! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی ... ! وقتی هم می میره همه می گن بیچاره زنش ... ! خودش کجای قضیه هست رو نمیدونم ... !

آرزو
آرزو

می خواستم با تو همیشه همسفر باشم تنهــــا برای مردن از تو پیش تر باشم نامهربانی می کنی با مــــن بگو دیگر تاکی به دنبــــــــال نگاهت دربدرباشـم حالا که سهم آسمـان با تو بودن نیست بگذار در کنــج قفس بی بال و پر باشم باهرم چشمـــانت بسوزان تاروپودم را آتش بزن تا بگیریم ، شعـــله ور باشم طاقت نمی آرد دل دیـــوانــه ام بی تــــو دیگرمخواه ازحال وروزت بی خبرباشم

آرزو
آرزو

تو عشق منی ، تو مال منی . تو همه هستی منی ، تو بهترین لحظه زندگی منی. قلبم تنها برای تو می تپد ، این لحظه های سخت زندگی به عشق تو میگذرد به عشق تو ، عاشقترینم تو همانی هستی که مرا از سراب تنهایی نجات دادی ای تنها بهانه برای نفس کشیدنم. بیا و همچنان بهانه من برای زندگی در این دنیای بی محبت باش . همه دنیا یک سو ، تو نیز که همه دنیای منی سوی دیگر! من این سو که دنیا است را نمیخواهم ، من تنها تو را میخواهم . تو عشق منی ، تو مال منی.

آرزو
آرزو

چرتکه می اندازم روزهای نبودنت را این روزها بدهی ات دارد زیاد میشود! نمیخواهی بازگردی؟ نترس، ارزان حساب میکنم. اگر برگردی، قول میدهم تمام بدهی ات را به آغوش پرمهرت بفروشم.

آرزو
آرزو

کاش میشد بی کسی را چاره کرد دفتر دلواپسی را پاره کرد یک سحر زلف تورا در خواب خوش با نوازش های باران شانه کرد درپس دیوار این شهر عجیب در کنارت عاشقانه خانه کرد کاش میشد دست در دست تو داد و دیده با اهل جهان بیگانه کرد

آرزو
آرزو

دیوانگی بد نیست هوس کرده ام چنان گیج شوم از تو چنان مست شوی از من که زمین سرگیجه بگیرد و اشتباهی سالی سیصد و شصت و شش دور بگردد یک روز اضافه تر دور ِ تو برای یک بار هم که شده چشم هایت را ببند و سال ها بخواب به جای تمام سال هایی که نخوابیدی روی سینه ام من شهرزاد نیستم اما قصه گوی خوبی ام

آرزو
آرزو

می خواستم با تو همیشه همسفر باشم تنهــــا برای مردن از تو پیش تر باشم نامهربانی می کنی با مــــن بگو دیگر تاکی به دنبــــــــال نگاهت دربدرباشـم حالا که سهم آسمـان با تو بودن نیست بگذار در کنــج قفس بی بال و پر باشم باهرم چشمـــانت بسوزان تاروپودم را آتش بزن تا بگیریم ، شعـــله ور باشم طاقت نمی آرد دل دیـــوانــه ام بی تــــو دیگرمخواه ازحال وروزت بی خبرباشم

آرزو
آرزو

تنها شدم به جان ِ تو بی چشم های تو آسوده باش ! دلهره دارم به جای تو آسوده باش من که به عشقت نمی رسم دارم غروب می شوم آن هم برای تو هر روز بی خیال ِ تو من خالی از غزل هر شب قلم به شعر می بَرَدم در هوای تو در کوچه ات بدون ِ هدف پرسه می زنم شاید به هم رسیم من و رد ّ پای تو دارم کنار ِ زندگی ام دار می کشم شاید دلش به رحم بیاید خدای تو

آرزو
آرزو

دل ِ مردابی ِ من در سکوت و شب ِ بیهودگی اش می شود ، هی تکرار ... کاش نیلوفر ِ ناز هودج ِ آبی زیبایش را بر سویدای ِ دلم می گسترد ؛ شبح ِ تنهایی تا فراسوی افق گم می شد و شب ِ تیره ی این مرداب جشنی از نور و چراغانی بر پا می کرد .