آرزو
به خواب هایم سرك نكش ... وقتی در لحظات بیداری ام حضور نداری !...
آرزو
خواستی دیگر نباشی ... آفرین چه با اراده !! لعنت به دبستانی که تو از درسهایش فقط تصمیم کبری را آموختی ...!
آرزو
تو باور نداری این حرف ها را ! وگرنه... من سالهاست برای آنکه در فال تو باشم ، در قهوه تــو... غرق شده ام ...!
آرزو
همه را وعده به دیدار قیامت دادند ! تا قیامت چه کند ! آنکه گرفتار تو شد؟
آرزو
آنکه آسمان را نقاشی کرد خود میدانست که پرنده عاشقش خواهد شد پرنده پر گشود و آسمان را به آغوش کشید بی آنکه از نامتناهی بودنش خمی به ابرو بیاورد! عاشق باش بی آنکه به حد و مرزش فکر کنی! آنکه عشق میورزد نامتناهی خواهد بود!
آرزو
نام تو رو آورده ام دارم عبادت میكنم گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میكنم دستت به دست دیگری از این گذشته كار من اما نمی دانم چرا دارم حسادت میكنم گفتی دلم را بعد از این دست كس دیگر دهم شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میكنم رفتم كنار پنجره دیدم تو را با بگذریم چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میكنم من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میكنم گفتی محبت كن برو باشد خداحافظ ولی رفتم كه تو باور كنی دارم محبت میكنم
آرزو
به آتش نگاهش اعتماد نکن.. لمس نکن.. به جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویند ! به سرزمینی بی رنگ بی بو ساکت... آری بگریز و پشت ابدیت ِ مرگ پنهان شو.. اگر خواستار جاودانگی عشقی ...!
آرزو
" یاد بگیریم كه : بگوییم از اینكه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم ، نگوییم ببخشید كه مزاحمتان شدم بگوییم در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود ، نگوییم گرفتارم بگوییم راست می گی ؟ راستی ؟ ، نگوییم دروغ نگو بگوییم خدا سلامتی بده ، نگوییم خدا بد نده بگوییم هدیه برای شما ، نگوییم قابل ندارد بگوییم با تجربه شده ، نگوییم شكست خورده بگوییم قشنگ نیست ، نگوییم زشت است
آرزو
ابر سیاه دلتنگی در دلم بیتاب است آسمان چشمانم را پوشانده فقط برق نگاه تو کم است تا ببارد…
آرزو
خدایا من را كه آفریدی گارانتی هم داشتم؟؟؟ *دلم دیگر كار نمیكند...
آرزو
فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!
آرزو
خاطرم نیست تو از بارانی ؟ یا که از نسلِ نسیم؟ هر چه هستی گذرا نیست ، هوایت ،بویت فقط آهسته بگو! با دلم می مانی؟