آرزو
باید امشب بروم. بوی هجرت میآید: بالش من پر آواز پر چلچلههاست. صبح خواهد شد و به این كاسه آب آسمان هجرت خواهد كرد. باید امشب بروم. من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم حرفی از جنس زمان نشنیدم. هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود. باید امشب بروم. باید امشب چمدانی را كه به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم و به سمتی بروم كه درختان حماسی پیداست، رو به آن وسعت بیواژه كه همواره مرا میخواند. یك نفر باز صدا زد: سهراب كفشهایم كو؟ كفشهایم كو؟
آرزو
همیشه منتظرت هستم بی آنکه در رکود نشستن باشم همیشه منتظرت هستم چونان که من همیشه در راهم همیشه در حرکت هستم همیشه در مقابله تو مثل ماه ستاره خورشید همیشه هستی و می درخشی از بدر و می رسی از کعبه...
آرزو
دارم کم میارم ♥ زندگی ثانیه ایست! وسعت ثانیه را می فهمی!؟ ♥ سهم دلتنگی من قطره اشکی ست که در پشت قدم های تو آرام چکید...
آرزو
سرعت خیلی پایینه هیچ کاری نمیشه انجام داد
آرزو
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
آرزو
وحشت از عشق که نه ترس ما فاصله هاست...وحشت از قصه که نه ترس ما خاتمه هاست... ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست...صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست... کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست...گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست... تا سرانجام سرانجام گرفتیم به هیچ.... راهی سفر به هیچستانیم....گله ای هست که از خود داریم... چاره ای نیست اگر انسانیم.... درد ما مرگ تفاهم غم ما کوچ محبت غم ما از بی کسی مردن و رسوا شدنه اینم از عاقبت عشقه که تنها شدنه....
آرزو
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ، مستم باز می لرزد دلم ، دستم باز گویی در هوای دیگری هستم های نخراش به غفلت گونه ام را ، تیغ های نپریشی صفای زلفکم را دست آبرویم را نریزی دل لحظه ی دیدار نزدیک است ...!
آرزو
نمیدانم چرا در عمق چشمانت غرور عشق را همواره میبینم چرا در بیکران راه بیابان ها افق را در نگاه گرم و پر مهر تو می جویم نمی دانم تو میفهمی نگاهم را؟ و یا می خوانی از چشمم ، تو عشق تابناکم را؟ درون قلب تو آلونکی هرچند کوچک از برایم هست؟ و یا هرچه میاندیشم فقط رویای دیرینه ست؟
آرزو
چه کنم وقتی تمام زیبایی ها از مسیر چشم تو عبور میکند... ومن به هر سو بنگرم باز این درخشش نگاه توست که لبریز از زیباییهایم میکند...
آرزو
گاهی کلمه ها انقدر ناتوان می شوند که سکوت می کنند اما همیشه چشم ها انقدر توانا هستند که هرگز سکوت نمی کنند
آرزو
الهی به دعایت :اجابت, به خوابت:آرامش, به بیداریت:آسایش، به زندگیت:عافیت، به دینت : ثبات ، به مهرت :وفا , به عمرت : عزت ، به رزقت : بركت ، و به وجودت:صحت، عطا بفرماید .
آرزو
خوشبختى یک مقصد نیست، یک مسیر است ممکن است هم اکنون در این مسیر قرار داشته باشیم پس نه در حسرت دیروز، نه در رویاى فردا، فقط حالا
آرزو
دیگر هیچ زمینی را به امید مترسک زیر کشت نخواهم برد...زیرا به چشم خود دیده ام:که یک آسمان کلاغ زیر چتر مترسک رقص باران را به نیشخند نشسته اند...