آرزو
هرگز گنجشکی را که در دست داری, به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن...
آرزو
هرچه دلتنگی هست، حرف هایی که گره در گره است ؛ تو بیا تا به همان بوسه اول برود …
آرزو
هر چقدر می خواهی از من فرار کن قیامت هم که باشد گوشه ای آخر پیدایت می کنم میدانم .........باز هم میبینمت دل به همین لحظه بسته ام...
آرزو
سلااااااااااااااااااااااام ، صبحتون بخیر و شادی
آرزو
چقَـــدر دلــَـــــم مــی خـواهـــَــــد نامـه ـ بنویســم کاغـذ و پاکت هــَــــم هَســــت و یک عالمـــه حـــَـــرف! کاش، کسـی ، جایـی، منتظرم بــــود ...
آرزو
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آیند
آرزو
آنجا که باد نمی وزد انسانها دو دسته می شوند آنهایی که بادبادکشان را جمع می کنند ، و آنها که می دوند تا بادبادک بالا بماند...
آرزو
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
آرزو
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم ...هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم ...یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود ....قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود ... یادتو هرجا که هستم با منه ...داره عمره منو آتیش میزنه ...تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد ...گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد ...حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب ...چرا بیصدا شده لب قصه های خوب ...من که باور ندارم اون همه خاطره مرد... عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد... آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده ...انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
آرزو
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه، به تو یک سیلی زد یک امید از ته قلب به تو گوید که خدا هست هنوز
آرزو
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند... تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند ... سادگی، مهر و صفا قانون انسان بودن است ... کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند ... اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب ... کاش روزی چشمهامان باصداقت می شدند ... گاهی از غم می شود ویران دلم، ای کاش ... بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند...