بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو بخواه تا من برایت بمیرم به طمع یک بوسه با طعم نارنجی یا هر رنگی تو بخواهی. هرچقدر هم که عاشقت باشم نمی توانم عاشقی ام را به تو ترجیح دهم هر چقدر که عاشقی بلد باشم خرج تو می کنم ... من! به جاش تو برای من لبخند بزن. می شود؟
بابک...
خدایا..!! کاش اعتراف کنی.. جهنمی در کار نیست برای ما همین روزهای برزخی زمینی کا[!]ت!!!
بابک...
گاهي اینکه صبح ها دلت نمی خواد بیدار بشی همیشه نشونه ی تنبلی نیست خسته اي از زندگي نمی خوای قبول کُنی که یک روز دیگه شروع شده !!
بابک...
بی معرفت تو اون کسی بودی که اومدی زیر چترم,نه برای همراهی با من,بلکه فقط برای اینکه خیس نشی....بارون که بند اومد,رفتی که رفتی .....
بابک...
گفت خیلی میترسم، گفتم چرا ؟ گفت چون از ته دل خوشحالم... این جور خوشحالی ترسناک است…پرسیدم آخر چرا و او جواب داد وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد! بادبادک باز خالد حسینی
بابک...
خدا رو شکر که ما تو ایران زندگی میکنیم ... اگه ایران نبودیم اگه اینترنت دم به دقیقه قطع نمیشد که ما سال به سال از اتاقمون نمیومدیم بیرون کپک میزدیم !
بابک...
یه زمانی وقتی فحش ناموس میدادی به رفیقت حکم مرگتو امضا میکردی الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون میدی .... یعنی یه همچین آدم های اپن مایندی شدیم ما ، بهلـــــــــه ...
بابک...
یه وقتایی اینقدر به آدم میگن تو باید محکم باشی تو باید محکم باشی که احساس میخ طویلگی به آدم دست میده...
بابک...
هـــرکـــــــی ازم سراغــــت رو میگیـــــــره ؛ نمیگـــــــم : وجــــود نــــداری میـــگم : وجــــودش رو نــــداشتـــــــی .......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی از مـعجزاتـش این بود كه آغوشش عصر جمـعـه نداشت ...