بابک...
بازم جمعه و بازم دل تنگ … خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری … این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو … چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه … زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه . .
بابک...
بعضی ها گریه نمیکنند ؛ اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگیه یک سکوت گوشه ی چشمشان به کمین نشسته...
بابک...
انچه ناديدني بود ازمردم دنياديدم.. باورم گشت آرامش نابيناازچيست!"
بابک...
هر وقت یه موقعیت خوب گیرم اومد رو به خدا کردم ؛ پرچمش بالا بود..!.آفساید !
بابک...
حـــــکـــیمی را گفتند عالم بی عمل به چه مانند..؟ گفت پست خوان لایک نزن
بابک...
دلــ ـم برای طـعم قهوه هایـی کـه میساخـتی تنگ شـ ـده لــذت اش به رنگ و طـعم قـهوه نبود به نگاه کردن بـه چشمان بـی قرار تو بـ ـود....
بابک...
هر رابطه ای ؛ به هر دلیلی برایت تمام شد ! پی اش را دیگر نگیر .... هیچ شوک مصنوعی ، آدمها و رابطه های مرده را زنده نمی کند...
بابک...
بیــشتریــن ضربــــہ رو بهـــ ــترین آدمــآ میخورنـــد ؛ واســــہ خوبے هـــــاتــون |حـــد|بــزاریــــــــد !
بابک...
تو را در روزگاری دوست دارم که... نمی دانند عشق چیست....!
بابک...
من : سکوت و شب،عاشق هم هستیم و از آن لحظه که خورشید این را فهمیده... زودتر به آسمان می آید تا خروس های بی محل... راحت مان نگذارند!!!
بابک...
شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستیم آتش گرفت .