دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

تمامِ سهم من از تو و تو از من سکوتی است که در آن خودمان را فریاد می‌زنیم!

بابک...
بابک...

تمامِ سرنوشتم یک درخت وُ چند لکه ابر بود... خدا.....

بابک...
بابک...

دستانم از شرم نداشتنت ! ترک برداشتند ...

بابک...
بابک...

دلم برای تو که نه… ولی برای روزهای باهم بودنمان تنگ شده… برای تو که نه… ولی برای “مواظب خودت باش“شنیدن، تنگ شده… برای تو که نه… ولی برای دلی که نگرانم میشد تنگ شده… راستش… برای اینها که نه… دلم برای خودت تنگ شده…

بابک...
بابک...
در Coma

خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویش از عذاب خلق و من یا رب چه ات منظور بود حاصلی ای دهر از من غیر شر و شور نیست مقصدت از خلقت من سیر شر و شور بود ذات من معلوم بودت نیست مرغوب از چه ام آفریدستی زبانم لال چشمت کور بود؟ ای چه خوش بود چشم می پوشیدی از تکوین من فرض می کردی که ناقص خلقتت یک مور بود ای طبیعت گر نبودم من جهانت نقص داشت؟ ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟ گر نبودی تابش استاره من در سپهر تیر و بهرام و خور و کیوان و مه بی نور بود؟ گر بدم من در عدم استاره عورت نبود؟ آسمانت خالی از استارگان عور بود؟ آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذاب گر خدایی هست ز انصاف خدایی دور بود گر من اندر جای تو بودم امیر کائنات هر کسی از بهر کار بهتری مامور بود آنکه نتوان به نیکی پاس هر مخلوق داد از چه کرد این آفرینش را مگر مجبور بود؟

بابک...
shohreh.shahram.jpg بابک...

شهرام وشهره قبل از انقلاب.......

بابک...
بابک...

تو نمیتونی تو دنیات عاشق کسی بمونی حتی یادت بهت ندادن سر وعده هات بمونی تو برای وقنی که عشقو تو دلت باور نداری هر کی عاشق تو بشه دوست داری تنهاش بزاری تو مریضی… آره یه مریض بی اراده تو مریضی… اونکه قلبشو دست هیچکسی نداده تو مریضی… آره یه مریض بی اراده تو مریضی… اونکه قلبشو دست هیچکسی نداده واسه رفع درد زخم قلب خستم دست سرد نهضتو بردار از رو دستم پست رزلی هستی اصلا که شصت دست راست من میگه دیگه با من نیستی ریسکه بخوام با تو باشم مگه دیوونم که دعوا کنم از صبح تا شب؟ اونم با کی با تو ؟ یه آدم ناتو بابا جمع کنو برو راتو یادته روزایی رو که من تو هر لحظم به تو گفتم بی تو دیگه نه اصلا ولی حالا رسیدم به مرز سکته دیگه نمیکنم یه لحظه فکرت

بابک...
بابک...

با من بیا ! برای عاشقی همیشه وقت هست برای تنهایی نه.

بابک...
بابک...
در Coma

یک‌شب تمامِ شهر را دیوانه‌وار با خیالتْ قدم زده‌اَم. . .

بابک...
بابک...

عشق ما که سوژه ی اخبار خواهد شد! می چسبمت مثل ِ لب سیــــــگار در مستی ثابت بکن: هستم که من ثابت کنم: هستی سرگیجه دارم مثل کابوس زمین خوردن روزی هزاران بــــــــار مردن! واقعا مردن!!

بابک...
بابک...
در Coma

من آن سنگمـــ که دیوانه ای به چاه انداختـــ ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

ميان ِ برگ ريزان ِخزان وسط ِ چله ي زمستان هم مي بيني نوشته اند بهار! آن لحظه كه تو.... خندیدی!

بابک...
بابک...

تنهايي را فقط در شلوغي مي‌شود حس كرد. . .

بابک...
بابک...
در Coma

زنــده نیستم ُ نفس میکشــم ...

بابک...
بابک...
در Coma

نبودنم را تمــــــرین کــــــن . . . پایانــــــم نزدیــــــک است