دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

پسر خالم وقتی سه سالش بود توی باغچمه مون پشکل کاشته بود گوسفند برداشت کنه!

بابک...
بابک...

صبحی رفتم الکتریکی محلمون، گفتم زنگ خونمون خرابه! گفت باشه میام درست میکنم! هر چی منتظر موندم دیدم نیومد! زنگ زدم، بهم میگه آقا من اومدم ولی هر چی زنگ زدم کسی درو وا نکرد که ! خدایا ما با کیا شدیم 70 میلیون !!!

بابک...
بابک...

ای کسانیکه ایمان آورده اید ، یه طوری سحری بخورین که جا واسه صبحونه هم داشته باشین !

بابک...
بابک...

آقای محترم....به عشقت از سر مهربونی نگو توله سگ...! خانم محترم..به عشقت از سر مهربونی نگو کره خر...! هم توله سگ یه روز بزرگ میشه پاچه میگیره....! هم کره خر بالاخره یه روز خر میشه جفتک میندازه...!

بابک...
بابک...

یه زمانی یه تلفن خونه بود، وای میستادیم باباعه بره سره کار مامانِ بره بازار ما یه زنگ به دوس دُخدرمون بزنیم، هَمشم با استرس، همیشه هم قبضِ تلفن که مییومد کُلی بارمون میکردن. حالا داییم و زن داییم دارن میرن مسافرت، به پسر داییم میگه ، پونه (دوس دُخدرش) زنگ زده بود، بهش گفتم این مدت که ما نیستیم بیاد بهت سر بزنه مواظبت باشه... من ینی تمامِ مدت نیم خیز آماده بودم از بابا مامانش گِله کنه، جُف پا برم تو شیکمش ..... دهه شصتیا میدونن من چی میگم ...

بابک...
بابک...

امروز داشتم تو خیابون میرفتم که یهو دیدم گشت ارشادیه گیر داد به یه دختره گیر داد... بعد از کلی بگو مگو و جر و بحث دختره به فاطی کماندو گفت: خانم بیا با هم منطقی صحبت کنیم... فاطی گفت باشه... دختره گفت: مگه شما روزه نیستی؟ فاطی گفت آره... دختره گفت: پس چرا این وقت صبح گه زیادی میخوری؟؟؟؟

بابک...
بابک...

این پدر و مادرهایی که واسه بچه شون از روز تولد وبلاگ میسازنند،اکانت [!]بوک باز میکنن،هدفشون چیه؟ مثلن میخوان بگن خیلی از این توله ای که تولید کردیم راضی هستیم؟

بابک...
بابک...

کم کم مرغ هم مثل سیمرغ داره افسانه میشه!ما که یه تیکه بال مرغو با نخ بستیم مثل چای نپتون میکنیم تو برنج چلو مرغ میزنیم...

بابک...
بابک...

بچه که بودیم همیشه مامان بزرگم میخاست تشویقمون کنه که روزه بگیریم میگفت هرکی روزه بگیره موقع افطار بهش جایزه چایی شیرین میدم! من نمیفهمم این چه جور جایزه ای بود ،، سطح جوایزو انقد پایین میذاشتن که من الان بی دین و ایمونم ....

بابک...
بابک...
در Coma

فرق دروغ گفتن توی ماه رمضان با بقیه ماه ها اینه که با این جمله شروع میشه : “با زبون روزه دروغ نمیگم که …. “

بابک...
بابک...
در Coma

گــــفته باشــــم !.!.! مردی ومردانگی هیچ ربطی به هم ندارند …. گول شباهت ظاهری کلمات را نخورید...

بابک...
بابک...
در Coma

نیازم ، نه دیگر آغوشت است نه دستانت ، نه گیس سیاه ، نه چشم خمارت و نه دیگر هیچ، با . . یک فنجان سکوت تلخ ، فرو مى برم حماقتم را که دوستت داشتم ..!

بابک...
بابک...
در Coma

به سلامتی همه اوونایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن میگن بخاطره غروب پاییزه..

بابک...
بابک...
در Coma

به بعضیا باید گفت : گاز نگیر عزیزم !! من فقط میخوام بهت محبت کنم ، همین...

بابک...
بابک...

پا شم؟ . . . . ... . . . . . . . . . دکتر شریعتی پس.از پنی سیلین زدن....