بابک...
نفــــس هایم هوس بند آمدن دارند ...
بابک...
بُغض هرگز ندیدنَش خفه اتـ کند...! سَختـ استـ
بابک...
تمام رویای کاغذیم، کنار اتش سرد نگاه تو سوخت .....
بابک...
یه دختر خانمی خواست از خیابون رد بشه من نگه داشتم تا رد شه. بعد از اینکه از جلوی ماشین با هزار قر و قمیش رد شد، برگشته میگه خوب دید زدی !نکبت!!!
بابک...
زنگ زدم وزارت علوم و تحقیقات یه چی بپرسم، یارو میگه همممش رو صفحه [!]بوکمون هست! میگم ف ی ل ت ر ه که!! میگه اون دیگه به ما ربطی نداره! وزارت ما داریم ..والااااااااا
بابک...
همه چیز آرام است .. این خبر را بودن ِتو به من داد .
بابک...
دس دس دس بزن دستو دس دس دس خانم وزیر بهداشت ترکونده... پنجَرَدَن داش گَلیر آِی بری باخ بری باخ ... سُودان گُوردَن داش گَلیر آی بَری باخ....
بابک...
فقط چند کشور دیگه مونده تا بگیم ، مرگ بر جهان !
بابک...
خدایـــــا : دمت گرم که بعد از گرونی دلار و تحریم ، هنوز با ۵٠ تومان صدقه ٧۰ نوع بلا رو دفع میکنی .. خوشحالم که تحریم بر تو اثـر نذاشته !
بابک...
دلــــــــــم .. با مشت دیگران کـَـکش هم نمیگزده .. امـــــــــــــــــــــــــــــــا .. اخمـــ تو .. خوردش میکند .. چه رسد به .. قهر و نبودنت..
بابک...
تک تک روزهايم را ميسوزانم ، تا چشمکي شوم براي شب هاي بي ستاره ات . . .
بابک...
سیگارت را پشت دست من خاموش کن بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن
بابک...
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است !!!
بابک...
درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود...
بابک...
یکی از آرزوهام هم اینه که گنجیشکای محله مون ماشین بخرن من هر روز برینم به ماشینشون!!