بابک...
همه برایم دست تکان دادند ، اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ...
بابک...
در کناری از خانه ما اتاقیست سرد و آبی تخت و گیتار کهنه ی من عکس یک زن به دیواری زنی زیباروی و خندان یار من بود او دورانی کنون من ماندم و من گیتاری و سیگار و تنهایی عشق من رفت به تن خاک طعم شب نیست جز بیداری هی عکس خندان بشنو از من خواهمت دید روزگاری دیگرم نیست نای ماندن پایان آواز، آغاز رفتن چاقویی پنهان ته گنجه دستای سردم رگ های سبزم
بابک...
مرا تنها نگذار ، تازه گل همیشه بهاری مثل تو را پیدا کرده ام ، آنقدر در جاده های بی کسی گشته ام که همسفر مهربانی مثل تو را یافته ام
بابک...
یکم بخندیم...پيرزنه تو اوتوبوس هي مي گفته: ني ناي نا ناي ني ناي نايهمه هم دست ميزدن براش. بعد يهو دست مي کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه: نياوران نيگه دار!**************************************** خدایا باور کن که ما اونقدری که آرزو داریم، وقت نداریما! بجنب قربون دستت!
بابک...
یه نفر با چشما و گوشای کاملا بسته در اداره های دولتی فقط از روی بو و رایحه موجود در فضا میتونه ساعت رو حدس بزنه بوی دهن : 8 الی 9 صبح بوی نون و خیار : 9 تا 10 بوی عرق: 10 تا 12 بوی جوراب : 12 تا 1 بوی میکس عرق ، جوراب ، گلاب : نماز ظهر بوی نهار :1 تا 2 بوی آروغ:2 الی 3 بعدازظهر
بابک...
وقتی عصبانی هستی مواظب حرف زدنت باش، عصبانیت فروکش خواهد کرد ولی حرفهاییت برای همیشه باقی می مانند....
بابک...
دعای ابتدای ماه رمضان امسال خدایا توی این گرانی و تحریم و این اوضاع وانفسا،راضی نیستیم که ما هم یک ماه مهمان تو باشیم.اگر اجازه بدی یه وقت دیگه مزاحم می شیم .....
بابک...
به سراغ من اگر می آیید با پتک و تبر بیایید! مسابقه است! برسر شکستن چینی نازک تنهایی من...!
بابک...
این سوپرمارکتایی که وقتی بچه ها با باباشون میان مغازه محل سگ به بچه نمیزارن ولی لپ بچه هایی که با مامانشون میان خرید رو میکشن ، به روح اعتـقاد دارن ؟!؟!؟
بابک...
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت .... آدمها نگذاشتنم....خدا.....
بابک...
غرورت رو به خاطر اونيکه دوستش داري بشکن ولي اوني رو که دوستش داري به خاطر غرورت نشکن
بابک...
نمی دانی در روزهای ابری چقدر تنها می شوم ...!