♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي نويسم از خودم و براي خودم .... بي هراس از خوانده شدن... براي خودم كه نبودش را به چشمانم مي بينم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی ناب تنهایی میدهند.....لعنتی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن فنجان قهوه راست میگفت اول اسمت "ر" داشت وسطش "ف" و آخرش "ت" تو دیگر بر نخواهی گشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیبا ترین لباس را تنت کن.....اگر آمدی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم می گوید می آید مغزم می گوید رفته است برگرد و جنگ را تمامش کن بی انصاف.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم غمگینی نیستم اما لبخند زورکی هم نمی زنم زندگی را دوست دارم از مرگ هم وحشتی ندارم فقط ، فقط کمی خسته ام همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودمو گرم میکنم با یه لیوان ودکا.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو را میخواهم لعنتی گور پدر سرنوشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه کردی که اینگونه مرغان دریایی ِ خیال خبر مسافر بودنت را بر فراز ِ ساحل ِ دلتنگی ِ من جار میزنند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ، قاتل خودم هستم ، دنبال جنازه ِ مقتول نگردید. هیچ قاتلی ، مقتولش را تا زمان مرگ تنها نمی گذارد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا آخر پاییز ........هستم ....تا جوجه هایم را شمارش کنم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انتظار میکشم مثل پاییـــــــــــــــز مثل درختان مثل پاییز و برگریزان درختان
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .